با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام
آب ،گاهی مومنین را هم شناگر میکند : )
در ظاهر روی پاهایم ایستادهام. گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم. اما حقیقت این است که خسته هستم. میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم.
او از هر نظر نابود شده بود، اما انسانی که شوری در سر دارد، در زندگی خود شکست نمی خورد.
دلم را هیچکس مانند او دیگر نخواهد بٌرد
خودشهمخوبمیداندکسیبااوبرابرنیست.