محتاج اندکی تسکین بودم کمی تسلی، قدری التیام،اما آدمها همواره رغبت بیشتری به محاکمه داشتند !!
درد دارد وقتی ساعت ها مینشینی به حرف هایی که هیچ وقت قرار نیست بگویی ، فکر میکنی . .
او نگفت میماند،اما نگاهش آنقدر طولانی شد که فهمیدم اگر برود تمام راهها از تنهایی عبور خواهند کرد.
و هیچکس نپرسید با تو چه کرده اند که اینگونه در خلسه ای از سکوت، فرو رفته ای.
ما قوی میشیم از همانجا که ضعیف شدهایم و
رشد میکنیم از همانجایی که زخم خورده ایم.