گاه در وجودمان به قبرستانی محتاجیم
برای چیزهایی که درونمان میمیرند
و درست وقتی باور کرده بودم دل کندن
را بلد شدهام، حضور سادهی تو کافی بود
تا بفهمم هنوز تمام وجودم گرفتار تو شد
نمیدانم چگونه توصیف کنم درد من کجاست.
درد؛ دردِ روح است و من مکانش را نمیدانم.