گاهیاوقاتبایدبدتریندردهاروبکشیتابهترینتغییرهاروتجربهکنی.
ـتو پناهِ تمامِ دردهای من بودی؛دلیلی
برای لبخند زدن ، وقتی هیچ دلیلی نداشتم .
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ سادهی من،
چه جنونی، چه نیازی؛ چه غمیست؟.
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم غمی نیست؛ تو بخوان سخت گذشت:)))