تو چه دانی که پسِ هر نگهِ سادهی من،
چه جنونی، چه نیازی؛ چه غمیست؟.
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم غمی نیست؛ تو بخوان سخت گذشت:)))
از نگاه روی تو دل سیر میگردد مگر
آخر آدم با تو باشد پیر میگردد مگر
حتی اگه یه روزی از یاد همه رفتی، بدون من هر شب موقع نگاه کردن به ماه دلتنگ تو میشم.