وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم غمی نیست؛ تو بخوان سخت گذشت:)))
از نگاه روی تو دل سیر میگردد مگر
آخر آدم با تو باشد پیر میگردد مگر
حتی اگه یه روزی از یاد همه رفتی، بدون من هر شب موقع نگاه کردن به ماه دلتنگ تو میشم.
عهد بستی آنچه بین ماست ابدیست. یادم رفت بپرسم، عشق را میگویی یا رنج را؟
هر زمان و در هر جای زندگی احساس ضعف کردم ، دلم برای تو بیشتر تنگ شد.
گفته بودی عاشقِ باران به روی شیشهای؛
چشمِ گریان خودم را عینکی کردم.. بیا:)🙂›