[ بعد از این با هیچ لبخندی نمیلرزد دلم
بعد دیدار تو ای گل ؛ گل به چشمم خوار شد. ]
دکتر، هم، فهمید که دردم در پی درمان توست
تو که خود، دردی و درمانی، نمیفهمی چرا؟
تو آمدی ، قلبم را تکان دادی و رفتی ، انگار فقط آمده بودی بگویی هنوز میشود درد کشید .