دکتر، هم، فهمید که دردم در پی درمان توست
تو که خود، دردی و درمانی، نمیفهمی چرا؟
تو آمدی ، قلبم را تکان دادی و رفتی ، انگار فقط آمده بودی بگویی هنوز میشود درد کشید .
.˖࣪𔘓________˖࣪𔘓.♥️🌚
#پارت_1
بیدار که شدم با سرگیجه و حالت تهوع شدیدی رو به رو شدم
به سختی چشمام رو باز کردم و دنبال آریا گشتم
ولی نبود ...
به هزار زحمت از رو تخت بلند شدم
تا رو پاهام ایستادم دنیا دور سرم چرخید
اصلا نتونستم تحمل کنم و سریع به سمت دستشویی دویدم ... انقدر عق زدم که چشمام داشت از حدقه بیرون میزد ... هر چی رو که از دیشب خورده بودم بالا آوردم
خیلی حالم بد بود ...
آخه آریا کجایی که این وقت صبح گذاشتی رفتی لعنتی
رفتم و یه قرص ضد تهوع خوردم و یکم که گذشت بهتر شدم ولی دلیل اینکه با اون حال بد از خواب بیدار شدم و نمیفهمیدم
دوباره رفتم روی تخت دراز کشیدم که تا اومد چشمام گرم شه صدای در اومد
احتمالا آریاس
توجهی نکردم و سعی کردم بخوابم که دوباره اون حال لعنتی نیاد سراغم وای چقدر بد بود ...
چشمام رو به زور بستم و سعی کردم دیگه بازش نکنم ولی خب خوابم نبرد
بعد چند دقیقه از تکون خوردن های تخت فهمیدم که آریا بغلمه
از پشت بغلم کرد و روی موهام رو بوسید
ادامه دارد...
.˖࣪𔘓________˖࣪𔘓.♥️🌚
#پارت_2
یکم گذشت و من هنوز به روم نیاورده بودم که بیدارم
اصلا قصدم ناز کردن و این چیزا نبود واقعا
فقط حوصله نداشتم باید اعتراف کنم هیچ وقت ندارم
همیشه به این فکر میکنم که آریا هم گناه داره ... ۴ ساله که داره یه مریضِ روانی افسرده رو تحمل میکنه
ولی خب من دیگه نمیتونم مثل سابق زندگی کنم ...
اگر هم الان زنده ام فقط بخاطر آریاس چون تو این چند سال واقعا بهم ثابت شده که چقدر عاشقمه
ولی من حتی گوشه ای از عشق و محبت آریا رو تاحالا نتونستم جبران کنم
نه اینکه آریا رو دوست نداشته باشم ، اصلا
اتفاقا خیلی هم دوسش دارم ولی خب من دیگه توی زندگیم نمیتونم مثل صدرا عاشق کسی باشم ...
خیلی وقت بود که به صدرا فکر نکرده بودم ... الانم نباید فکر کنم ، احساس میکنم وقتی که به صدرا فکر میکنم دارم به آریا خیانت میکنم
ولی خب این یه حقیقته که صدرا تو این ۴ سال و نیم که نبوده حتی یه لحظه هم از جلوی چشمام کنار نرفته ...
من فقط دارم خودمو گول میزنم که فراموشش کردم که هم یه دلخوشی برای آریا باشه و هم بتونم به زندگیم ادامه بدم
هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم درد میگیره...
نمیدونم چطور میشه که از یه نفر متنفر باشی ولی با تموم وجودت عاشقش باشی ...
حسی که به صدرا دارم رو هیچ وقت نتونستم درک کنم ... صدرا برای من مرده ولی من جنازه شو توی قلبم خاک کردم که بازم همیشه پیشم بمونه...
ادامه دارد ...