تو چشمات واقعا فرق میکرد ، وگرنه من
آدمی نبودم انقدر راحت خودمو ببازم .
وصفِ احوال من افتاد به دستانِ قلم ؛
من نوشتم که غمی نیست ؛ تو بخوان سخت گذشت . .
فک میکنه من همچیو فراموش کردم؛ نمیدونه
با نگاه کردن بهش تموم خاطراتم زنده میشه:)