_ مگه چقدر عاشقشی ؟!
+ اونقدری که به خاطرش جلوی بقیه زار زار گریه کردم ...
عقلِ لامذهب به حرفم گوش کن عاشق نشو !
این دو چشم قهوهای آن قدر هم معصوم نیست . .
یه وقتایی لازمه یکی کنارت باشه . کاری نکنه و حرفی نزنهها ، فقط باشه ...
-گـیسـوان را داده ای حبس ِاَبد در چادرت
لا اقل رحمی نـما وقت ِ ملاقاتی بده
دلـبرم در جـنگ و دعـواها خـیالش راحت است
چـون کـه در هر صـورتی ما را مـقصر میکـند . .
مـثل فـردوسی و حـافظ ، با دلـم صـحبت مـکن؛
این مـودب بـودنـت آتـش بـه جـانـم مـیـزند!