میزنم عیـنک به چشـمم درس میخوانم ولی...
پنـج ساعت روی یک خط مـانـده ام در فکر تو : )
دو پلکتشاعر مرگ ست و چشمت صور اسرافيل
قيامت می کنم با تو اگر بگذارد عزرائيل . . !
سجدهی طولانیم از دین و ایمانم که نیست .
عکس تو در جانمازم هست ،هی میبوسمش!
کمی زُلفَش رَها بود و گُذر کرد از درِ مَسجد
مُسلمانی ندیدَم که نگاهَش را نِگه دارَد ؛