eitaa logo
هیئت بانوان پیشکسوت زینبی «س» تاسیس ۱۴٠٠/۹/۴
84 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.9هزار ویدیو
226 فایل
ارتباط با مدیر کانال ya110s@
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🛑 دستور العملی عجیب و نورانی از آیت الله فاطمی نیا برای حاجت خواستن در شب قدر ؛ شبی که تکرار شدنی نیست ‼️ از اسرار هست ...‼️
34.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📖 إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ📖 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللّٰهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ. 🏴بوی سجاده خونین کسی می آید🏴 بر روح تمام شیعیان تیغ زدند بر مردترین مرد جهان تیغ زدند خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد انگاربه فرق آسمان تیغ زدند. امام علی علیه السلام فرمودند: لَا یعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ، وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ‏. انسان شکیبا، پیروزى را از دست نمى‌‏دهد، هر چند زمان آن طولانى شود. نهج البلاغه: حمکت 153 سالروز ضربت خوردن " امام امیرالمُو‌منِین علی علیه السلام " را تسلیت عرض نموده و ” در این روز ها و شب های قدر نگاه مان ﺑﻪ ﺩﻋﺎﯾﺘﺎﻥ است* التماس دعا داریم. 🤲 ►┅═۞﴾📖﴿۞═┅◄ 🤲 🚩 👇👇 〰💠〰🏴〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🏴〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚کتاب 💢خاطرات 🍂قسمت پنجاه و دوم 📝 برگزیـــــده♡ 🔰 بود. رزمنده ها شور و شوق عجیبی داشتند. آن قدر داشتیم که در پوست  خود نمی گنجیدیم در یک چشم به هم زدن آماده شدیم. 🌷فرمانده همۀ ما را به خطّ کرد و با همه اتمام  حجّت کرد و گفت: عملیّات سختی در انتظار ماست و قرار بر این شده که هر گردان برای باز پس گیری منطقه، سهمی از خطّ اشغال شده توسّط دشمن را به نوبۀ خود پیشروی کند 🔰بدانید و آگاه باشید که جانبازی، اسارت، گمنام، شهادت و هیچ چیز دور از ذهن نخواهد بود، 🌷 اجباری نیست و اکنون انتخاب با خود شماست، آنهایی که عذر دارند می توانند از عملیّات انصراف دهند و پشت خطّ خودی بمانند و بقیّه همراه شوند ّخلاصه، چهل یا پنجاه نفر معذور از شرکت در عملیات شدند. 🔰رزمندگان داوطلب را با  خودرو«اِیفا » تا محلّی بردند و پس از اقامۀ نماز، دوباره با خودروهایی پوشیده از گِل به خطّ مقدّم رهسپار شدیم. بین راه میخواندیم « ای لشکر صاحب زمان...» 🌷که در همین حال بیسیم چی بعد از گفت و گوی سرّی، خبر مهمّی را به فرمانده گردان ما اعلام کرد و فرمانده رو به ما لبخندی زد و گفت: رزمندگان عزیز! توجّه فرمایید، بچه های فلان گردان خطّ را به طور کامل پیشروی کرده اند حتّی سهمی که به ما میرسید را هم جلو برده اند. 🔰با دل خوری، و عملیّات نرفته به مقرّ خودمان برگشتیم. پس از مدّتی متوجّه شدم برادرم؛ محمّد در همان گردان حضور داشته است 🌷  محمّددروز بعد ّبه مقرمان آمد و :گفت داداش! شب حمله، بچه های31 عاشورای تبریز جلوتر از ما به ّخط رفتند ،وقتی از عملّیات بر می گشتم بدن های تکه تکۀ جوان هایی را می دیدم که ریز ریز شده اند و هر عضوی در طرفی افتاده و به راحتی قابل شناسایی نیست. 🔰گفتم: پس چرا رفتی؟ رو به من کرد و گفت :به همان دلیلی که شما آمدی گفتم: تو هنوز پانزده سال داری و می توانی تبلیغ دین امام زمانت را بکن 🌷 سری تکان داد و گفت: شما هم زن و بچه داری ولی من ّمجردم و جز مادرمان کسی منتظر نیست. فهمیدم بحث و جدل با او بی فایده است . 🔰بنده به روستا برگشتم ولی ّمحمد به روستا نیامد و مستقیم به سوی کاشان رفت... ادامه دارد ... 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا