هرگز از حکمت کار خدا
در لحظه نمیتوان سر درآورد
اما روزی خواهی دانست
شاید امروز نه، شاید فردا
و پس فرداهای دیگر
پس نه مقاومت کن نه مخالفت
شاید هیچکس در پس خندههای
به ظاهر بیخیال تو
اندوه غمت را نفهمد
و در آن لحظه است که هیچ پناهی
جز خدا نخواهی یافت
خداوند در عمق باور آدمی جای دارد
و تو همیشه با وجود تمام دلمشغولیها
جائی در دل داری که در انتها
آنجا به سراغ خدا میروی
هر کس به خدا توکل کرد
آسوده خاطر شد.
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
#تلنگر
🪴یک گلدان گل را رها کن به امان خودش
بعد از چند وقت ، حتما میخشکد.
حالا جای آن گلدان، آدمیزاد باشد
نگویی دوستش داری، دستی از روی محبت بر سرش نکشی، به اوضاع و احوالش نرسی، خبر از احوالش نگیری، هر چقدر هم که محکم باشد، یک جایی میخشکد.
مراقب گل زندگیمان باشیم، قبل از آنکه تنها مشتی خاک، تهِ گلدانِ زندگی برایمان بماند. مگر آدمیزاد به چه بند است، جز کمی مراقبت و محبت؟
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
همه از شخصیت والای رییس جمهور شهید می گویند ولی از #سبک_تربیتی_مادر شهید و از گذشت و فداکاری #همسر_شهید کمتر می گویند .
شخصیت شهید خادم الرضا سید ابراهیم رییسی برای مردان ما ،مسئولین و کارگزاران الگویی بی بدیل هست .
و برای ما زنان و مادران شخصیت مادر و همسر شهید می تواند #الگوی_تربیتی باشد.
💔 مادر شهید ، مردی را در دامانش تربیت کرد، که امروز یک جهان را متاثر کرده است.
🔸 او شغل مهمی در جامعه نداشت
و شاید تحصیلات خاصی را دنبال نکرده بود، اما قطعا دلی مملو از توکل داشت که حتی بی وجود همسر هم مسیر زندگی را با عشق و ایثار پیمود.
🛖 در خانه ای ساده و شاید در تلاش و سختی، عمری را به کاری گذراند که از دید خیلی ها کار ساده ای است؛ اما اکنون از دامان او مردی به معراج می رود که تا ابد الگوی یک امت خواهد بود.
⚜و اما همسر شهید ،خانم دکتر علم الهدی
همو که شریک است درهمه چیز حتی درشهادت
همو که فکر همه این روزها را کرده وقتی قبای خدمت به تن شوهرش دوخته
همو که خاک کفش های سید ابراهیم رو گرفته و دوباره راهی میدانش کرده
همو که بر نبودن هایش صبر کرده تا با مردم باشد
همو که جای خالی ش را برای دختران و نوه هایش پر کرده تا میدان خالی نماند از مجاهدت
همو که دعایش کرده تا قوتش افزون شود
همو که ایثار کرده و از خود و خواسته هایش گذشته تا خواسته های مردم برآورده شود
همو که طعنه شنیده،زخم زبان چشیده اما صبر کرده تا مردش استوار بماند
همو که اجر مجاهدت زنانه ش،خنده های زهرآلود دشمن دوستان است
من نگاهم سمت اوست،همان زن قوی
همان که مردش را به معراج فرستاد
🌹🏴🌹🏴🌹
#معرفی_کتاب
📚 کتاب تربیت ماندگار
🖌 تهیه کننده: شورای تربیت کانون دانش پژوهان نخبه
🖨 نشر: تراث
✅ مناسب برای مربیان و والدین
✅ در کتاب تربیت ماندگار آنچه باید والدین، مربیان، معلمان و مسئولان درباره مسائل تربیتی بدانند براساس گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری، بررسی شده است.
✅ در این راستا نکاتی درباره تربیت، معلم و مربی ارائه شده و سپس ویژگیهای کودک، نوجوان و جوان بیان شده است.
✅ در ادامه به مباحث «تربیت رفتاری»، «الگوسازی»، «استعدادیابی و پرورش آن»، «یاددهی تفکر»، «ایجاد روحیه اعتمادبهنفس و باور هویت فردی» و… پرداخته شده است. در پایان موضوع «محتواهای آموزشی – تربیتی» بررسی شده است.
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
📚کتاب#از_قفس_تا_پرواز
💢خاطرات#شهید_محمدعلی_برزگر
🍂قسمت صد و سه
📝غریبــــی آشــــنا♡
♻️چند ماه از رفتن برادرم می گذشت و این بار اوّل بود که نامه یا پیغامی از او برایمان نمی آمد .
نمی دانستم مجروح شده یا اسیر شده یا شهید شده است، کاسۀ صبرم پر شده بود
🌷نمی توانستم دست روی دست بگذارم، امور ایثارگران، دفاتر اعزام و بیمارستانها را سر زدم ولی اثری از محمدم نبود سر در گم بودم.
روزی به حوزۀ علمیّۀ محمودیّۀ فاروج رفتم تا شاید خبری از دوستانش بیابم
♻️ در این میان طلبۀ جوانی به نام آقای «قانعی » کمک حالم شد و مرا از نگرانی در آورد با او همسفر شدم و مکان های مربوط در فاروج، قوچان و شیروان را جستجو کردیم بی فایده بود و دست خالی به خانه برگشتم صبح روز بعد جناب قانعی به اصرار مرا به مشهد برد تا شاید اثری از محمد بیابیم.
🌷بیمارستان ها، ستاد معراج و ... را کندو کاو کردیم و ظهر در منزل ایشان مهمان شدیم و مُجِدانه به دفاتر مرتبط دیگر در مشهد سر زدیم. ناامید شده بودم
♻️ با خودم میگفتم: وقتی در شهر خودمان کسی خبری از او ندارد چگونه در کلان شهر مشهد باید او را بشناسند
ناگهان آقای قانعی نام محمد را در میان یکی از لیستهای رزمندگان مفقودالاثر پیدا کرد
بی صبرانه به سوی امور ایثارگران قدم بر می داشتم
🌷 به سالن انتظار رسیدیم،
اتاق استعلام شلوغ بود ،
باید منتظر میماندیم، آشفته بودم و با خودم می گفتم نکند خواب می بینم یا شاید اشتباه فامیلی باشد؟؟!
♻️سرانجام مرا صدا زدند ،
وارد اتاق شدم و سلام دادم، آقای جوانی از روی صندلیش برخاست و به استقبالم آمد و به نشان دلجویی دستی بر شانه ام کشید وگفت: علیکم السلام،
خوش آمدید ،
🌷بعد از من پرسید :نام گمشده و نسبت شما با ایشان چیست؟پاسخ دادم:
نامش محمدعلی برزگر
و نسبتمان برادریست
با هر پاسخ بغضم را قورت میدادم، نگاهی به دفترش انداخت گفت: برادر شما جزو شهدای مفقودالاثر عملیات کربلای۲ است، بچه ها قرار است منطقه را تفحص کنند
♻️با شنیدن کلمۀ«شهید» سرجایم میخکوب شدم، زبانم بند آمد ،گویا ذرّه ذره جان از
بدنم خارج میشد، آقای قانعی به جای من تمام سؤالات را جواب داد و دیگر چیزی از بقیّۀ گفتگوها نفهمیدم.
🌷 با حالی دگرگون به روستا آمدم، نمی دانستم این خبر را چگونه به مادرم بدهم. همسر و زنان فامیل را دعوت به دلجویی از مادرم کردم، مادرم وقتی خبر را شنید چندین بار از هوش رفت.
♻️ولی باید حقیقت تلخ فراق را می پذیرفتیم.
خدای محمد ما را از نگرانی در آورد و در ماه رمضان پیکر پاکش را نشانمان داد و در شب قدر به آغوش خانواده برگرداند...
ادامه دارد .....
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠