KayhanNews759797104121485552117352.pdf
8.8M
تمام صفحات
#روزنامه_کیهان
امروز چهارشنبه چهارم مهر ۱۴۰۳
6.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رزمنده قمی تونست با دست خالی فرمانده عراقی رو اسیر کنه!😁
ببینید چقدر شیرین داره خاطره ش رو تعریف میکنه😊👌
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
سلام و ادب ...
عزیزانی که هنوز ثبت نام نکردید..
اتوبوس در حال تکمیل شدن هست . چون ظرفیت محدود هست بعدا شرمندتون نشیم !!!
هدایت شده از قرارگاه فرهنگی ۱۴شهید گمنام کوه خضرنبی (ع)
📸 #گزارش_تصویری
طرح ختم جمعی قرآن مجید و صلوات همراه با قرائت زیارت عاشورا ، چهارشنبه ی هر هفته ، به همت خواهران خادم الشهداء ، با حضور مجاورین ، پیشکسوتان و زائرین در حرم مطهر شهدای گمنام برگزار گردید.
۱۴۰۳/۷/۴
🌹خواهران خادم الشهدای قرارگاه فرهنگی اجتماعی ۱۴ شهید گمنام خضر نبی «علیه السلام»🌹
#اسم_تو_مصطفاست
#قسمت: ۱۱۳
تعطیلات نوروز تمام شد و گلهای بنفشه حاشیه باغچه ها می گفتند بهار آمده است. شب سیزدهم گفتی:
حاج حسین بادپا قراره فردا بیاد و از اینجا برنامه سفرش رو بچینه.» دوستانت هم مثل خودت بودند.
یک جا ماندن را بلد نبودند. ساعت چهار صبح بود که از کنارم بلند شدی گفتی: «دارم میرم فرودگاه، کاری نداری؟» با پلک های بسته گفتم: «وقتی اومدی نونم بگیر!» ولی باید بلند میشدم و نمازم را می خواندم و اسباب صبحانه را آماده می کردم. تمام شب تا صبح دلشوره داشتم. آقای بادپا که می آید برود سوریه، نکند تو را هم ببرد. نکند خودت هوایی شوی و راه بیفتی. شما به هم که میرسیدید انگار روح هایتان به هم گره میخورد و میشدید مثل این پروانه هایی که دور
چراغ می گردند. چنان مجذوب هم و آن شعله ای که ما نمیدیدیم و شما میدیدید میشدید که آدم غصه اش می گرفت از این همه پرت افتادگی و بی خیال شدن درباره بقیه چیزها. بلند شدم. نمازم را خواندم، صبحانه را آماده کردم: پنیر و گردو و کره و مربا، سفره را انداختم. نگاهم به عقربه های ساعت بود. میترسیدم به جای آوردن حاج حسین با او بروی سوریه، ولی دو ساعت بعد آمدی. با حاج حسین بادپا و کسی که می گفتی اسمش سیدعلی است و اهل افغانستان آمدید و صبحانه خوردید
ادامه دارد ....
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠