بابای غریبم، مهدی زهرا!
چیزی که در این گلوی صاحب مرده گیر کرده
بغض نیست، چیزی شبیهه مرگ است؛
نه مرگ مومن!
مرگ یک کافر...!
-نکند شدهایم همان نامههای کوفی!
نکند مسلم زمان را فرستادی و ما
از بالاترین برج این شهر پرتش کردیم؟!
#بیاایدلیلبغضهایشبِشهر
هلالیـــسـم
بابای غریبم، مهدی زهرا! چیزی که در این گلوی صاحب مرده گیر کرده بغض نیست، چیزی شبیهه مرگ است؛ نه مرگ
آقای دور دستها!
آقای بیابان گرد!
آقای ترد شده به دست مردم شهر!
ای مرد غریب کوچه گرد!
اگر از تو سخن به میان آوردم،
دستم تنگ بود برای آوردنت
روی قلبم چنگ بود از نیامدنت،
و در گلویم بغضی است پر از آهنگ!
-نمیدانی برای نیامدنت چه قدر دست و پاز زدهام.
لعنت به من، لعنت به نفسهای بی دلبر...
هلالیـــسـم
دو وعده خوردن چایی به وقت چاییدن :/
معاونی که مشاور شده است می داند؛
«بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبينَ»
خانه ات به روى مشتاقان باز.. ོ
#عاشقاوقتعاشقیه..
هدایت شده از اتاقِآخرِآسایشگاه...
اتاقِآخرِآسایشگاه...پژواک.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
- بستن زلف رها سنگدلی میخوهد
دلشکستن همه جا سنگدلی میخواهد .
「 𓋜 @Helalism 𓎖 ִֶָ .
هلالیـــسـم
#اگرقراربود اگر قرار بود شغلی رو انتخاب کنم و صرفا آرامش روحم برام مهم بود نه چیز دیگهای بی شک
#اگرقراربود
اگر قرار بود توی این عالم هستی
من جسمی بی جون بودم
بیشک «در» میشدم!