eitaa logo
هلالیـــسـم
74 دنبال‌کننده
90 عکس
20 ویدیو
0 فایل
وقتایی که دلم می‌گرفت با انگشت اِشارم تـــــو رو نشونش دادم تا آروم می‌گرفت. _هلال‌واری
مشاهده در ایتا
دانلود
«بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبينَ» خانه‏ ات به‏ روى مشتاقان باز.. ོ ..
اتاقِ‌آخرِ‌آسایشگاه...پژواک.mp3
زمان: حجم: 1.1M
- بستن زلف رها سنگدلی میخوهد دلشکستن همه جا سنگدلی میخواهد . 「 𓋜 @Helalism 𓎖 ִֶָ .
نور چشمم اومده تو کانال، حال من بی خبر ترینم.. -خوش‌اومدی‌دلدارِ‌من ོ
مستی‌ مُدام .. ོ |²¹:⁵⁰| @helalism
و تو چه میدانی که دَر چیست!
خب عارضم که: در داریم تا در! و تو چه میدانی از تفاوت مردم پشت در!
یه در میشه در خونه، که پشتش، مادر خونه منتظر همسر خونه‌ است. فرزند خونه منتظر پدر و مادر خونه است. پدر و مادر خونه منتظر فرزندای خونه‌‌است. و... وگاهی، اه گاهی؛ مادری چشم به راه قد رشید پسرشه که بعد اخرین دستی که تکون داد و از زیر قرآن رد شد و رفت هنوزم که هنوزه برنگشته! هنوز قاب عکسش توی دستای لرزونشه، پسر توی قاب هنوزم رشید و جوونه اما مادر موهای سرش سپید و سوی چشماش ضعیف و کمر ظریفش خم شده‌.
یه در میشه در آخرین اتاق آسایشگاه که درست پشت اخرین خط موزائیکش هنوز سوریاس چشم به راه نشسته! هرچی میریم در میزنیم میگیم : هی سوری، بیا بیرون، ملاقاتی داری! اما باورش نمیشه!
یه در میشه در اتاق عمل؛ همونی که به شوخی باهاش جوک ساختیم؛ متاسفم متاسفم گفتیم! بی خبر از دل ذاکرین امن یجیب ها...
یه در میشه ... دلیل بغض الآن من شاید دلیل بغض فرمانده یوسُف و نیرو‌هاش همون دری که شب اخر شب خداحافظی به زور ازش جدا شدیم همونی که فرمانده یوسُف خودش دلش پر بود از بغض ولی هیچ وقت جلوی نیرو‌هاش خودش رو خالی نکرد اما ما رو به زور کشون کشون برد. آخه بعد چهل روز حرم نشینی سخت بود خداحافظی از بابا رضا! حتی بعد عبور از اون در بالشت خیس دلدار هم شاهده! ما شبا خواب نداریم روز‌ها قرار!
راستش رو بخواین! حالا که دارم فکر میکنم، می بینم من دلم نمیخواد هیچ وقت در باشم؛ می‌ترسم از آه و اشک چشم‌های منتظر! من که طاقت در بودن ندارم! در بودن کار من نیست فقط کار درِ!