eitaa logo
•. هلن 𓏲 ๋
167 دنبال‌کننده
255 عکس
71 ویدیو
1 فایل
[ گمشده در کلمات و برگه‌ها ] هلن هستم ؛ در جستجوی زندگانی .𓂃 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uzj4lrw&btn=هلن‌همیشگی وقت شما ارزشمنده ، ازش درست استفاده کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
اون شنبه‌ی آخر که رفتیم مدرسه خیلی عادی به نظر میومد و من هنوزم باورم نمیشه که چه اتفاقی افتاده
هفته‌ی قبلش هم میشه گفت هفته سخت اما خوبی بود. با حلما ارائه داشتیم و واقعا ارائه‌ی خوبی از آب در اومد. اون هفته با بچه‌ها افطاری رفتیم بیرون و می‌خواستیم ولاگ هم بسازیم
اما حالا هیچی مثل اون موقع نیست و به حالت عادی هم برنمی‌گرده ((
هدایت شده از | انعکاس رز و خون |
Rosita ~
هدایت شده از | انعکاس رز و خون |
Astet ~
«نگاهم کن!» وقتی که این کلمات را بر زبان می آوردی چشمانت مثل ستاره میدرخشید. انگار دو تکه از ماه را جدا کرده بودی و در چشمانت جای داده بودی. خواستم حرفی بزنم که تکانی به مچت دادی و برف های فشرده را بر ژاکتم کوفتی. همیشه همینطور بود. بازی هایمان را به همین آسانی آغاز میکردیم. وقت هایی که برف میبارید بیش از هر وقت دیگر شاد میشدی. نمیدانم، شاید دلیلش این بود که به قول خودت با گونه های سرخ و دانه های برف که بر موهایمان مینشست بیش از پیش زیبا میشدیم یا اینکه حس خوب سرمای برف و گرمای شومینه را دوست داشتی. از نظر من دومی بهتر بود. اما آن موقع ها را به یاد می آوری که در زیر سقف آسمان جرعه ای قهوه ی تلخ به کام میریختیم و ستاره میشمردیم؟ آن وقت ها دقیقه هایمان رویایی تر بود و طوری وابسته آن لحظات شده بودم که آرزو میکردم ای کاش برای این دلخوشی مان پایانی وجود نداشته باشد. گرچه همه ی قاصدک های آرزو به آسمان نمیروند. آن سال هم برف میبارید. متولد زمستان بودی و انگار که پایانت هم به زمستان گره خورده بود وقتی که در تابوتت با آن لباس حریری خوابیده بود برف تازه شروع به باریدن گرفته بود. پوستت سرد و رنگپریده شده بود. دیگر خنکای هوا به گونه هایت سرخی نمیبخشید. تو خود برف بودی. آخرین عکسمان را یادت هست؟ همان که بالای پشت بام سپید رنگ با ژاکت های رنگی گرفته بودیم. مال چند روز قبل از مرگت بود. روزهایی که ما فکر میکردیم تا ابد دوست خواهیم ماند. اما تا ابد زمان زیادی بود و انگار که این را میدانستی و در سکوتی خاموش فرو رفتی. آن روزی که تابوتت را در زیر دانه های درشت برف به سمت گودال میبردند تو دوازده ساله بودی و برای همیشه دوازده ساله میماندی. گرچه دنیا بعد از تو بازهم به حرکت ادامه میداد و نفس نفس به زندگی ما افزوده میشد. قلبت که بی هیچ مشکلی خون را پمپاژ میکرد تنها چهارصد و دوازده میلیون بار تپید و بعد ناگهان ایستاد. شاید عدد بزرگی به نظر برسد اما حقیقت این است که این عدد میتواند یک فرد را تنها تا دوازده سالگی برساند. نمیدانم بعدش چه شد. همه چیز آنقدر سریع گذشت و نفهمیدم اما باز هم در زمستان بودم؛ زیر آسمان و اینبار کنار سنگی که اسم تو بر آن حکاکی شده بود. دوباره ستاره میشمردیم اما اینبار تغییری ایجاد شده بود. من برای تو اعداد را زمزمه میکردم و تو مسکوت تر از همیشه به آن گوش میدادی. هر بار که ستاره ها را میشمردم یک ستاره از آسمان سال پیش کم شده بود. انگار که همانند دانه برف سر خورده بودی و در اعماق زمین دفن شده بودی ... حالا تو نگاهم کن. اشک هایم میبینی؟
انشای قدیمی )
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ چالش 50 روز نوشتن: ‌ 1. شخصیت خود را توصیف کنید . 2. چه چیز هایی باعث خوشحالی شما میشود ؟ 3. معرفی بهترین کتابی که تا به حال خواندید . ‌ 4. مکانهای مورد علاقه شما . 5. توضیحی درباره خواننده مورد علاقه شما . 6. چند مزایای تک فرزند بودن . 7. سخنی درباره فیلم مورد علاقه شما . 8. اغلب چه سبک اهنگهایی گوش میدهید ؟ 9. دربارهٔ شادی . 10. بهترین دوست شما . 11. چه کاری که دوست دارید برایتان انجام دهند ؟ 12. اهنگهای مورد علاقه شما . 13. درباره خوراکی مورد علاقه شما . 14. استایل خود را توصیف کنید . 15. اگر میتوانستید فرار کنید ، کجا میرفتید ؟ ‌ 16. کسی که دلت برای او و خاطراتتان تنگ میشود . ‌ 17. چند راه برای خوشحال بودن . 18. پنج واقعیت خوب و بد در مورد خودم . 19. نامه ای از طرف من به من . 20. علایق شما . 21. سلبریتی مورد علاقه شما . 22. درباره پدر و مادر خود بنویسید . 23. اخرین نقاشی که کشیدید . 24. زبان مورد علاقه شما . 25. درباره اتفاقات امروز بنویسید . 26. در مورد ویژگی تایپتان . 27. چیزی در مورد اولین فیلم گالری شما . 29. مدرسه شما . 30. استعداد شما در چیست ؟ 31. ورزشی که اکثرا انرا انجام میدهید . 32.چه کسی شما را خوشحال میکند ؟ 33. زندگی شما . 35. چیزی در مورد اولین عکس گالری شما . 36. هدفتان از چنل زدن چه بود ؟ 37. شغل اینده شما . 38. در مورد وایبی که اتاقتان به شما میدهد . 39. توصیف روز اخرین اردوی سال پیش مدرسه‌تان . 40. جمله ای ناشناس به منفور ترین فرد زندگی‌تان . 41. امیدتان برای زندگی چیست ؟ 42. اگر بخواهید مسافرت بروید با که و به کجا میروید ؟ 43. اگر پولدار شوید ، اولین کاری که میکنید چیست ؟ 44. درباره محیط. 45. مهمترین پرستیدنی ها و احمق ترین ها در زندگی شما . 46. دوست دارید به چندمین پایه درسی خود برگردید ؟ 47. نظرتان راجب کودکان . 48. جزئیات صورت خود را توصیف کنید . 49. کاری که با انجام دادن ان خود را سرگرم میکنید . ‌ 50. در مورد احساسی که هنگام نوشتن دارید بنویسید . ‌