هدایت شده از نازنینباطعمچایوآسمون
📬ممبر
مهره A ازت معذرت میخوام. تقصیر من بود. همیشه تقصیر منه
مخفیگاه (کاملا رندوم)
من توی نوشتن :
کاش این همه ایده نداشتم. سرم داره میترکه از کلماتی که میخوان روی کاغذ ریخته بشن و من توی به نگارش در آوردنش ضعیفم. نمیتونم بنویسم. این فاصله بین من و برگه هیچ جوره پر نمیشه
دوباره شروع شده؛ اون سردرگمی. اون ناتوانی. اون حس قدیمی و من نمیتونم ازش فرار کنم
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
تمام سعیم رو کردم که از آخرین لحظاتم استفاده کنم، وقت بیشتری با خودم گذروندم، با آدم های بیشتری آشنا شدم، تجربه های جدید کسب کردم، پیشرفت کردم.
تموم زندگیم پر از خاطره هایی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد.
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
زمان میگذره ولی خاطرهها تا ابد باقی میمونن. ما به خاطره هامون و به لحظه های که گذروندیم گره خوردیم. شخصیت من رو همین لحظه ها ساخته. همین دقیقه هایی که چهارده سال توی مشتم داشتم و سعی داشتم ازش استفاده کنم.
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
گرچه از هیچکدوم از کارهام پشیمون نیستم اما هر وقت به خاطراتم و گذر زمان فکر میکنم بغض گلوم رو فشار میده
هدایت شده از کلبه ی قارچی
گاهی وقت ها دلم برای خود قدیمیم تنگ میشه دلم برای بچگیم تنگ میشه با خودم میگم ماهلین چرا اصرار داشتی بزرگ شی؟
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
خیلی سخته که نمیتونیم لحظههای خوب رو نگه داریم و نفس به نفسش رو زندگی کنیم