eitaa logo
" Helen is here (?)
45 دنبال‌کننده
295 عکس
74 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۰۰۰ روز تا کنکورم مونده
منتظرم. زمینم و تو آسمان. هر دو گرفته. تو رقیق و سنگین و من سنگین و سنگی. درون خود میپیچی و مینالی. برق میزنی و پیچی دیگر. گرداب شدی از پیچ ها. من نیز در درون نا آرام تر از تو. آخر زمین و آسمان را چه؟ چه نسبتی‌ست میان رطوبت سنگین و پوسته‌ی ترک خورده. " آنجا که زمین و آسمان بهم میرسند. " و نمی‌دانند زمین و هوا هیچوقت به وصال هم نمی‌رسند؛ حتی در توهم افق. و زمین میسوزد در فراق و آسمانش و آسمان اشک می‌شود همراه باران. اشک، اشک، اشک. مرا می‌بخشی؟ این قصه پایانی نداشت. ما نتوانستیم. دست ما نرسید. اما نه، می‌بخشی. اگر نمی‌بخشیدی خیسی بارانت لبان خشکم را نمی‌بوسید. و بوسه، بوسه، بوسه. یک قطره. دو قطره. بی پایانی و من محدود در پاسخ دادن به تو. نه، من توانی در مقابل عظمت تو ندارم؛ و چه خیال خامی. من هیچم و پوچم و تو عظیم. تو آبی و من خاکی. من پریشان و تو گریان. و این چرخه انگار که پایان ندارد. هرسال، در همین ساعت‌ها ما ادامه داریم. جریان ما و باران تو در ورودی پاییز.
* اولین بارون پاییزی )
هوا عالیه عاشقشم 😭
یه متن نوشتم احتمالا تا شب بزارم، فعلا میرم درس بخونم
خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم، ممنونم از پاییز و حال و هواش