آدم آرامی بود و اجازه نمی داد که کسی به صندوقخانه دل او را یابد. پستو های روح او مخازن درد و رنج بود و استاد هرگز میل نداشت مردم بفهمند که چه زجری را تحمل میکند.
برای جشن تولد هشتاد سالگی فرعون واشنگتن، عالم و آدم را به هم دوختند. نتانیاهو به مناسبت سالروز تولد ترامپ، بیروت را بمباران کرد و خون شیعیان را ریخت و تصویرش را با هپیبرث دی دونالد توییت کرد. از زلنسکی تا پوتین و زاکربرگ تولد فرعون را تبریک گفتند و برایش عرض خضوع کردند. برایش بزرگترین مسابقات رزمی آمریکا را با صدوبیست هزار جمعیت در محوطه کاخ سفید برگزار کردند و مراسمی مجلل و بزرگ و پرهزینه در کاخ سفید به پا شد. تلوزیون آمریکا مدام از او گفت که تولدش مصادف با پیروزی ایالات متحده در جنگ با ایران شده. حالا چندین ماه گذشته از آن روز نحس، امروز تولد بیهیاهوی پنجاهوهفت سالگی مردی است که پشت فرعون و اذناب و کاسهلیسهایش را به خاک زده؛ آرزوی فرعون پیر در هنگام فوت کردن شمعهایش را بر باد داده و او را به جنون کشانده. ایران را در دل مهیبترین حوادث تاریخ راستقامت و استوار داشته و تولدی دیگر بخشیده. او نه نیازی به جشنهای بزرگ دارد و نه تبریک سیاستمداران ترسوی جهان. او پسر خامنهای است. بله او رویای صادقه خامنهای شهید است که پس از مرگ یکی از بچههایش، در خواب به او گفتند «بجای این فرزند، پسری به تو خواهیم داد مثل خودت». آری او خود خامنهای است!
«مهدی مولایی»
یادش بخیر یه زمانی دغدغهم این بود که دفترهای 60 برگ رو به چه درسهایی اختصاص بدم و دفترهای 100برگ رو به چه درسهایی :)
یکی از بهترین کارایی که تو بزرگسالی میتونی برای خودت بکنی اینه که یاد بگیری بعضی چیزا رو به حال خودشون بذاری. بیخیالشون شی و ولشون کنی؛ موقعیتها، آدما، هرچی که هست ولش کن و ادامه بده!