eitaa logo
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
219 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
- بہ نام ِ او(: ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست🫀 نقشِ پیشانیِ ما باشد:«غلامِ حیدرم»👀 ˼همانا باهر سختی آسانی ستツ🤍.˹ «اِنْشِرٰاحْ - 6» من اینجام👇🏻🌜 - @Masihsistani - - @heyam_66 - [ هزینه کپی پست‌ها: 4 صلوات ]
مشاهده در ایتا
دانلود
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ما حسینی که بخواد برامون دردسر درست کنه نمیخوایم! رحیم‌پور ازغدی 🏴@Heyam66
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه خوانت می شوم با روضه تک مصرعی 👤شیخ اسماعیل رمضانی 🏴@Heyam66
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینقدر تو برای من عزیزی مادرم روفدات میکنم 🏴@Heyam66
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بغلم کن بذار یادم بره یه آدمِ غمگینِ خسته‌ام:)) ❤️‍ 🏴@Heyam66
بسم‌رب‌سیدالشهدا صل‌الله‌علیک‌یااباعبدالله🤚🖤 باتوکل‌به‌خداوامام‌عصر‌اربابمون‌:>>💔 ازاول محرم‌به مدت‌40 روز... هرروزتعدادی‌صلوات‌جمع میکنیم باهمکاری کانالهای تالیا-جودی‌آبوت-قطوفها- ایالات‌متحده‌دهه‌نوی‌ها-هیئت{بنت‌الحسین} عَزیزَم حُسِین-اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرً-چریک‌رمان- -بی‌تاب‌برگشتن‌مولا-ملجاء تیرانداز-جانان-مکتب‌حاج‌قاسم بالطف‌تمامی‌کانالها‌انشاءالله‌ تعدادی صلوات‌جمع‌آوری‌ میکنیم🖤💔 وهرروز‌هدیه‌میکنیم‌به یکی از ائمه💔 انشاءالله ک مورد قبول خداوندقرارگیرد🤌🖤 وگوشه چشمی هم به ماداشته باشند🙂
بسم‌رب‌سیدالشهدا🖤 روز‌هفتم‌محرم‌حسینی ختم‌صلوات‌....:) هدیه‌میکنیم‌به‌[حضرت علی اصغر(ع)] تعداد‌صلواتی‌ک میخواهیدهدیه کنید ودراین‌ثواب‌جمعی‌شریک‌شویدبه‌این‌آیدی‌ ارسال‌کنید آیدی:@Heyam_66
⌯شناخت‌مختصری‌از‌امام‌حسین‹؏›⌯ |قسمت‌‌نهم| شمر بن ذی‌الجوشن بعد از ظهر، نهم محرم سال ۶۱ق. پس از نماز عصر، نزد عمر بن سعد رسید و پیغام ابن زیاد را به او رساند. عمر بن سعد به شمر گفت: من خود عهده‌دار این کار خواهم بود. بنا به یک روایت، شمر و طبق روایتی دیگر عبدالله بن ابی المحل، برادرزاده ام البنین، از ابن زیاد برای فرزندان ام البنین امان نامه گرفته بودند.عبدالله، امان نامه خود را توسط غلامش به کربلا فرستاد و خود پس از ورود به کربلا، متن آن را برای فرزندان ام البنین خواند؛ اما آنها مخالفت کردند.بنا به روایت دیگر، شمر امان نامه را به کربلا آورد و به نزد عباس‹؏›و برادرانش برد؛اما عباس‹؏›و برادرانش همگی امان نامه را رد کردند. به گفته شیخ مفید شمر گفت: ای خواهرزادگان من، شما در امانید. آنها پاسخ دادند: خدا تو را و امانت را لعنت کند، ما را امان می‌دهی و فرزند رسول خدا‹ص›بی‌امان است؟! عصر تاسوعا، عمر بن سعد ندا داد:‌ ای لشکریان خدا! سوار شوید و بشارت دهید. پس لشکریان سوار شدند و به سوی اردوگاه امام حرکت کردند.وقتی حسین‹؏›از نیت دشمن آگاه شد، به برادرش عباس فرمود: «اگر می‌توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و نماز بگزاریم. خدا می‌داند که من نماز و تلاوت قرآن را بسیار دوست می‌دارم».عباس نزد سپاهیان دشمن رفت و آن شب را از آنان مهلت خواست. ابن سعد با مهلت یک شبه موافقت نمود.در این روز، خیمه‌های امام حسین‹؏›و اهل بیت و یارانش محاصره گردید.
بریم برای خرید وسایل تا یه چیز خفنی برای امام حسین درست کنیم😉
هدایت شده از هیئت زوارالزهراء(س)
خسته شده بود و دیگر رمقی در جانش نمانده بود... بعد آن همه بازیِ با بچه ها و دوییدن ها، پسرک، روی پای پدر، در سکوت و آرامش، با قلبی خالی از غم آرام آرام به خواب رفت ... کودک است دیگر؛ دوست دارد از بازی که خسته می‌شود، کسی بیایید و بشود سرپناه خستگی هایش؛ در آغوشش بگیرد و دلش به بودنِ او قرص باشد. ولی مگر عبدالله کودک نبود؟ عصر عاشورا، با ترس و دلهره، دور خیام را روی خارهای بیابان، برای رهایی از اسب سواران دشمن، دوییده بود.. ترسی که تمام جانش را احاطه کرده بود، به او امانی برای خواب نمی‌داد .. پناهش شده بود شب ها؛ آخر پناه عبدالله ما، در آسمان بود... شب که می‌شد چند دقیقه ای به دور از غوغای دشمن، حرف دل هایش را به ستاره ها میگفت تا به پدرش برسانند... چقدر دلش برای پدرش تنگ بود... ◾️ هیئت زوارالزهرا سلام‌الله‌علیها ▫️ @zovvaralzahra
🏴 🚩 السلام علیک یا علی بن الحسین الاکبر علیه السّلام @Heyam66