[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
همه این روضه هایی که ما توی ده شب شنیدیم و بعضی جاهاش کم میاوردیم... زینب توی نصف روز همه رو با چشم
بدن به خون نشسته طفل برادر بزرگش
[قاسم ابن الحسن]
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
همه این روضه هایی که ما توی ده شب شنیدیم و بعضی جاهاش کم میاوردیم... زینب توی نصف روز همه رو با چشم
گلوی خونی...آخ بمیرم برای ۶ ماهه حسین😭
آها دیدی؟همه این ده روز برای امروزه
میبینی چقدر جگر آدم میسوزه؟🖤
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه گذارید
خدا داند که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه گذارم
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه گذارید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه گذارم
سه شب پیش بود این رو میخوندیم💔
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
همه این روضه هایی که ما توی ده شب شنیدیم و بعضی جاهاش کم میاوردیم... زینب توی نصف روز همه رو با چشم
دست های بریده
مشک تیر خورده
قلــــ♥️ـــب تیر خورده
مشک رو به دندون گرفته بود و به سمت خیمه ها میدوید😭
میخواست یه قطره آب برای رقیه بیاره💔