گفتشکه:
اولخودتونودرستکنینبعدبرین
توهیئتسینهبزنیدوخادمیکنید!
خندیدموگفتم:
چهبامزهپسبایدبهمریضبگیم
اولسالمشوبعدبرودکتر🚶🏻♀️...
میگفت:
امروز تو هیئت وسط روضه خونی،
یه دختر سه ساله آوردن؛
چون همه داشتن گریه میکردن
و لطمه میزدن
روضهخون ازش پرسید:
«از اینجا نمیترسی که؟!»
گفت: «نه، عموم اینجا نشسته!»
مجلس ریخت به هم :))💔
#حضرت_رقیه #عباس
ببخشید نبودم از دیشب بیدارم و الان تو راه روستامون هستم تازه آنتن جور شده
یه دفعه با ادمین ها رفته بودیم اردو انقدر وسواس بازی درآوردم گفتن دیگه با من جایی نمیان