🌺🍃🌺🍃🌺🍃
🍃
🌺
🍃
🌺
🍃
#قِـصِّـه_ی_دِلْبَري
#فصل_سوم
#پارت_اول
یک ماه بعداز عید،جور شد رفتیم حج عمره.سفرمون همزمان شد با ماه رمضان. برای اینکه بتونیم روزه بگیریم،عمره را یک ماهه به جا آوردیم.کاروان یک دست نبود،پیر و جوان و زن و مرد.ما جزو جوان ترهای جمع به حساب می اومدیم. با کارهایی که محمدحسین انجام میداد، باز مثل گاو پیشونی سفید دیده میشدیم.از بس برایم وسواس به خرج می داد.
در مدینه گیر داده بودم که کوچه بنی هاشم را پیدا کنیم.بلد نبود،به استاد تاریخ دانشگاهمون زنگ زدم و از او سوال کردم. ایشون نشانی را دقیق ترسیم کرد.از باب جبرئیل تا بقیع و قشنگ توضیح داد که حد و حریم کوچه از کجا تا کجاست.هروقت می رفتیم، عرب ها آنجا خوابیده یا نشسته بودند.زیاد روضه میخود،گاهی وسط روضه ها، پلیس های سعودی می اومدند و اعتراض میکردند.کتاب دستش نمیگرفت، از حفظ میخوند.هر وقت مأموران سعودی مزاحم میشدند، وسط روضه میگفت:«بر پدر همتون لعنت».چندبار هم در مسجد الحرام نزدیک بود دستگیرش کنند.با وهابی ها کَل کَل میکرد.خوشم می اومد این ها از رو بروند.از طرفی میدانستم اگر نصیحتش بکنم که بی خیال این ها شو،تأثیری ندارد.
دوتایی بار اولمان بود میرفتیم مکه.می دانستیم اولین بار نگاهمان به خانه کعبه بیفتد،سه حاجت شرعی ما برآورده میشود.همان استاد تاریخ گفت:«قبل از دیدن خانه کعبه،اول سجده کنید.بعد که تقاضای خودتان را از خدا خواستید،سر از سجده بردارید!»
زودتر از من سرش رو بالا اورد.به من گفت:«توی سجده باش!بگو خدایا من و کل زندگی و همه چیزم رو خرج خودت کن،خرج امام حسین کن».وقتی نگاهم به خانه کعبه افتاد گفت:«ببین خدا هم مشکی پوش حسینیه!».خیلی منقلب شدم.حرف هاش آدم رو به هم میریخت. کل طواف را با زمزمه روضه انجام میداد، طوری که بقیه به هوای روضه هاش می سوختن.در سعیِ صفا و مروه دعاها که تمام می شد،روضه میخوند.دعای جوشن میخوند یا مناجات حضرت امیر و من همراهی اش میکردم. بهش گفتم:«باید بگیم خوش به حالت هاجر!اون قدر که رفتی و اومدی،بالاخره آب برای اسماعیلت پیدا شد،کاش برای رباب هم آب پیدا میشد» انگار آتشش زدم،بلند بلند شروع کرد به گریه کردن.
موقعی که برای غار حرا از کوه می رفتیم بالا خسته شدم،نیمه های راه بریده بودم و دم به دقیقه می نشستم .شروع کرد مسخره کردن که «چه زود پیر شدی!یا تنبلی میکنی؟» بهش گفتم:«من با پای خودم میام،هر وقتم بخوام میشینم. بمیرم برای اسرای کربلا،مردای نامحرم بهشون میخندیدن!بد با دلش بازی کردم.نشست ،سرش را زیر انداخت و روضه خوانی اش گل کرد. در طواف،دست هاش رو برام سپر میکرد که به کسی نخورم. با آب و تاب دور و برم را خالی میکرد تا بتونم حجرالاسود را ببوسم.
کمک دست بقیه هم بود،خیلی به زوار سالمند کمک میکرد.مادر شهیدی با دخترش اومده بود طواف و کارهای دیگر برایش مشکل بود.دخترش توانایی بعضی کارها را نداشت،خیلی هواشون رو داشت.از کمک برای انجام طواف گرفته تا عکس گرفتن از مادر و دختر.
یک بار وسط طواف مستحبی ،شک کردم چرا همه دارن ما را نگاه میکنند.مگر ظاهر یا پوششمان اشکالی دارد؟
یکی از خانم های داخل کاروان بعد از غذا،من را کشید کنار و گفت:«صدقه بذار کنار.اینجا بین خانما صحبت از تو و شوهرته که مثه پروانه دورت میچرخه!» از این نصیحت های مادرانه کرد و خندید و گفت:«اینکه میگن خدا در و تخته رو به هم چفت میکنه،نمونه اش شمایین!.دائم با دوربینش چیلیک چیلیک عکس میگرفت. بهش اعتراض میکردم:«اومدی زیارت یا عکس بگیری؟».یک انگشتر عقیق مستطیل شکل هم داشت که روی آن حک شده بود "یا زهرا".در مکه هدیه داد به شیعه ای یمنی.
وقتی رفتیم مکه،گفت:«دیگه دوست ندارم بیام،باشه تا از دست سعودی ها آزاد بشه!».
✧═🍀 ☕ 📖 ☕ 🍀═✧
@Heyam66
#آی_نقد
پارت سوم : ونزدی 👇
اگه دقت کرده باشید همون طور که توی پارت اول گفتم
شخصیت ونزدی خیلی عجیبه
و به خاطر همین عجیب
بودن بین نوجوون ها طرفداران
زیادی پیدا کرده 😮
ونزدی نسبت به نظر دیگران
هیچ اهمیتی نمی ده
خشونت و عصبانیت بالایی
داره ، دیگران را به راحتی
ناراحت میکنه و همونطور که
داخل فیلم گفته دیگران را
وسیله ای برای رسیدن به اهداف خودش میدونه !!
این ویژگی های داخل فیلم،
قدرت یک دختر نوجوون و قهرمان را به نمایش میگذارد .
اما خب میخوام تمام ذهنیت تون رو درباره شخصیت به ظاهر قدرتمند ونزدی بهم بریزم،
روانشناسان مختلفی درباره
شخصیت ونزدی تحقیق کردند
و به نتیجه جالبی رسیدند
ونزدی دچار اختلال خود شیفتگی خجول هست😳
باحال شد نه ؟؟
پس با ما همراه باشید ...
ادامه دارد ...
@Heyam66
اینهم یک کار ناب در توصیف بیکلام عملیات ایران علیه اسرائیل
🔹این ابتکار عمل هم بسیار جذاب بود؛ آقای مهدی سرکانی، این تصویر را که خودش مبدع آن بوده در اینستاگرامش منتشر کرده است.
🔹یک ایده خیلی خاص و هوشمندانه؛ برگرفته از ایدهی نقاشی بسیار مشهور «ونگوک» (نقاش هلندی) با عنوان شب پرستاره.
🔹ونگوک شب پرستاره را بر مبنای تخیل خود کشیده بود؛ نقاشی ای که بعد از گذشت ۱۳۵ سال از خلقش، هنوز یکی از پربحث ترین آثار و یک شاهکار قطعی محسوب می شود.
🔹آقای سرکانی حالا شاهکار نظامی امنیتی و سیاسی ایران در عملیات وعده صادق علیه رژیم صهیونیستی را با شاهکار ونگوک توضیح داده است. این تصویر از صدها متن شاید بهتر موضوع را توصیف میکند.
🔹نام این اثر ونگوک همانطور که گفته شد، شب پرستاره بود؛ در عملیات ایران هم شب فلسطین اشغالی پرنور شد؛ هر کدام از موشکها و پهپادهای ایران مثل چراغی آسمان را روشن میکردند و آنها که «باید» از پدافند میگذشتند هم گذشتند و به هدف اصابت کردند.
🔹با شب پرستاره ایران میشود ماهها و سالهای بعد هم آثار هنری خلق کرد.
@Heyam66
میگه که ؛
موشک هامون از قم رفتن جمکران بعد یه
عرض ادبی خدمت اباعبدالله و حضرت غیرت
آقا ابوالفضل کردن و در آخر یه سر به بیت المقدس هم زدن ، حالا با این حال واقعاً
شرم آور نیست که توی این مدت نتونستید
فرار کنید؟🗿.
@Heyam66