eitaa logo
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
219 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
- بہ نام ِ او(: ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست🫀 نقشِ پیشانیِ ما باشد:«غلامِ حیدرم»👀 ˼همانا باهر سختی آسانی ستツ🤍.˹ «اِنْشِرٰاحْ - 6» من اینجام👇🏻🌜 - @Masihsistani - - @heyam_66 - [ هزینه کپی پست‌ها: 4 صلوات ]
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🍃 🌺 🍃 🌺 🍃 تازه وارد سپاه شده بود،نه ماه بعد از عروسی.برای دوره آموزشی پاسداری رفت اصفهان.پنجشنبه جمعه ها می‌اومد یزد.ماه رمضان که شد پانزده روز من رو هم با خودش برد.از طرف سپاه بهش سوئیت داده بودن،صبح ها ساعت هشت میرفت تا دوی بعدازظهر. میخوابیدم تا نزدیک ظهر،بعد هم‌ تا ختم قرآن روزانه ام رو می‌خوندم میرسید،استراحتی می‌کرد و میزدیم بیرون و افطاری رو بیرون می‌خوردیم.خیلی وقت ها پیاده میرفتیم تا تخته فولاد و گلستان شهدا،به مکان های تاریخی اصفهان هم سر زدیم:سی و سه پل خواجو.همان جا هم تکه کلامی افتاد سر زبانش:امام و شهدا.هروقت میخواست بپیچونه میگفت:«امام و شهدا». _کجا میری؟ _پیش امام و شهدا؟ _با کی میری؟ _با امام‌ و شهدا ! کم کم روحیاتش دستم اومده بود.زیاد کتاب میخوند،رمان های انقلاب ،کتاب خاطرات عزت شاهی و زندگی نامه شهدا.کتاب های شهدا به روایت همسرشون رو خیلی دوست داشت:شهید چمران،همت و مدق.همیشه میگفت :«دوست دارم اگر شهید شدم،کتاب زندگی ام رو روایت فتح چاپ کن».حتی اسم برد که در قالب کتاب های نیمه پنهان ماه باشد.میگفت:«در خاطراتت چه چیزهایی رو بگو،چه چیزهایی رو نگو،شعرهاش رو تایپ و در فایل جدایی در کامپیوترش ذخیره کرد و گفت:«اینا رو هم ته کتاب اضافه کن».عادت نداشتیم هرکسی تنهایی بشینه برای خودش کتاب بخونه. به قول خودش،يا باید اون یکی را بازی میداد یا خودش هم بازی نمیکرد،بلند میخوند که بشنوم.در آشپزی،خودش رو بازی میداد اما زیاد راهش نمی‌دادم که بخواد تنهایی پخت و پز کنه،چون ریخت و پاش می‌کرد و کارم دو برابر میشد بهش میگفتم :«شما کمک نکنی بهتره».آدم منظمی نبود ،راستش اصلا این چیزها براش مهم نبود.در قوطی زردچوبه و نمک رو جا به جا میگذاشت،ظرف و ظروف ها رو طوری می‌چید لبه اُپن که شتر با بارش اونجا گم میشد. روزه هم اگر میگرفتیم ،باید باهم نیت میکردیم.عادت داشت مناسبت ها روزه بگیره،مثل عرفه،رجب،شعبان.گاهی سحری درست می‌کردم،گاهی دیر شام می‌خوردیم به جای سحری.اگر به هر دلیلی یکی از ما نمی‌توانست روزه بگیره ،قرار بر این بود اون یکی به روزه دار تعارف کنه.جزو شرطمان بود که اون یکی باید روزه اش رو افطار کنه.این طوری ثوابش رو می‌برد. برای خوندن نماز شب کاری به کار من نداشت ،اصرار نمی‌کرد با هم بخونیم،خیلی مقید نبود که بخوام بگویم سرشب بلند میشد برای تهجد،نه،هروقت امکان و فضا مهیا بود،از دست نمی‌داد. گاهی فقط به همان شفع و وتر اکتفا میکرد،گاهی فقط یک سجده ،کم پیش می‌اومد مفصل و با اعمال بخونه.میگفت:آقای بهجت میفرمودند:"اگر بیدار شدی و دیدی هنوز اذان نگفتن و فقط یک سجده شکر به جا بیاری که سحر رو بیدار شدی،همونم خوبه." خیلی دوست داشتم پشت سرش نماز رو به جماعت بخونم.از دوران دانشجویی تجربه کرده بودم.همان دورانی که به خوابم هم نمی‌اومد روزی با او ازدواج کنم.در اردوها ،کنار معراج شهدای گمنام دانشگاه، آقایان می‌ایستادن ما هم پشت سرشان،صوت و لحن خوبی داشت. بعد از ازدواج فرقی نمی‌کرد خونه خودمون باشه یا خونه پدرمادرهامون،گاهی اون ها هم می‌اومدن پشت سرش اقتدا میکردن،مواقعی که نمازش رو زود شروع میکرد،بلند بلند میگفتم:«والله ُ یُحِبُّ الصّابرین» مقید بود به نماز اول وقت.در مسافرت ها زمان حرکت ر طوری تنظیم می‌کرد که وقت نماز بین راه نباشیم. زمان هایی که اختیار ماشین دست خودش نبود و با کسی همراه بودیم، اولین فرصت در نمازخونه های بین راهی یا پمپ بنزین میگفت:«نگه دارین» اغلب در قنوتش این آیه از قرآن را میخوند:«رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزواجِنا وَ ذُرِّیّا تِنَا قُرَهَ اَعیُنِ وَاجعَلنَا لِلمُتَقینَ امَاماً» ✧═🍀 ☕ 📖 ☕ 🍀═✧ @Heyam66
وضعیت مدارس اسرائیل از روز شنبه تا هم اکنون: معلم) اگر سه تا پهپاد از ایران بیاد و دو تا موشک هم بهش اضافه بشه الان ما چی داریم؟ دانش آموزان) الان ما فقط دسشویی داریم😂 @Heyam66
_چرا پهباد زدن؟چرا موشک نزدن؟اسرائیل این چیزا روش اثر نداره! +سال خمسی پهباد هامون رسیده بود، از طرفی تارخ انقضاش داشت میگذشت، خمسش رو پرداخت کردیم!😂 @Heyam66
+ چرا ایران به سمت اسراییل موشک انداخت؟ - خب تو مرام جمهوری اسلامی نیست که پیامی رو سین کنه اما جواب نده😂 @Heyam66
عضو جدید بسیج داریمممم جکسون هینکل فرزند مایکل😂 پایگاه بسیج نیویورک @Heyam66
ایرانی واقعی شمایی بقیه اداتو هم نمیتونن در بیارن😎 دیروز تولدشون بود 😍🌸 @Heyam66