این چه تمنایی است که جسم برای جسم احساس میکند، تنها به این علت که از آن خودش نیست، بلکه به روح دیگری تعلق دارد.
– کوه جادو ؛ توماس مان
شما و همه کسانی که دوستشان دارید، روزی خواهید مرد. فقط بخش کوچکی از چیزهایی که گفتهاید یا کارهایی که کردهاید؛ آن هم فقط مدتی کوتاه برای افراد کمی اهمیت خواهد داشت. این حقیقت زندگی است. هرچیزی که به آن فکر میکنید و هرکاری که انجام میدهید، فقط گریزی استادانه از این حقیقت است.
– همه چیز به فنا رفته ؛ مارک منسون
فاجعه آنجاست که طبیعت آنقدر بیرحم میشود که هماهنگی شخصیت را برهم بزند – یا از ابتدا ناممکن سازد – بدینسان که روحی والا و جویای زندگی را با جسمی ناتوان از زندگی پیوند دهد.
– کوه جادو ؛ توماس مان
دکتر بک میگوید: «همیشه مجذوب این بودم که چهچیزی باعث میشه یه مغز عادی همچین توهمات قدرتمندی رو خلق کنه.»
– بخش دی ؛ فریدا مک فادن
آدمی مرگ و تولد را به تنهایی تجربه میکند. ما تنها زاده میشویم و تنها میمیریم.
– دیالکتیک تنهایی ؛ اکتاویو پاز
جوانی و پیری بسته به احساس درونی انسان است. وقتی بخت به تو رو میکند، وقتی به آنچه دلخواهات بوده است میرسی، خیلی کند و دیر، تازه متوجه میشوی که آن چیز خوب و دلخواه چه دردسرهای ریز و درشتی با خود آورده است، با چه اضافات مزاحم و ناخوشایندی همراه است، میبینی غبار واقعیت روی آن نشسته است، و این غبار که در عالم خیال اصلا فکرش را نمیکردی، میشود خورهٔ جانت، خورهٔ جانت.
– بودنبروکها ؛ توماس مان