#برشی_از_کتاب
قرار بود روز جمعه حمید با یکی از دوستانش برود قم. داشتم توی آشپزخانه برایش کتلت درست می کردم. ساکش را که بستم از فرط خستگی کنار پذیرایی دراز کشیدم. حمید داشت قرآنش را می خواند. وقتی دید آنجا خوابم گرفته، آمد بالای سرم و گفت: «تنبل نشو. بلند شو وضو بگیر راحت بخواب.»
با خنده و شوخی می خواست بلندم کند. گفت: به نفع خودت است که بلند شوی و با وضو بخوابی وگرنه باید سر و صدای مرا تحمل کنی. شاید هم مجبور شوم پارچ آبی را روی سرت خالی کنم. حدیث داریم بستر کسی که بی وضو می خوابد مثل قبرستان مردار و بستر آنکه با وضو بخوابد همچون مسجد است و تا صبح برایش ثواب می نویسند.
آنقدر گفت و سرو صدا کرد که به وضو گرفتن رضایت دادم.
کتاب یادت باشد؛ شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی
به روایت فرزانه سیاهکالی مرادی
نویسنده : محسن اقبالی
@Heyam66
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روضه
از آب هم مضایقه کرده است
صهیونیست...
کربلایی دوباره بوجود آمد
رقیه های سه سالی ای هستند...
#پدر_جد_داعش
@Heyam66
« وَ لَن تَجِد مِن دُونِه مُلْتَحَدا »
و هرگز جز خدا پناهی نخواهی یافت .