اعصاب شاعران و خم موی مشکیات
این را به هم بباف و آن را به هم بریز
با یک نظر دل همهی شهر را ببر
خواب و خوراک مجتهدان را به هم بریز
با یک نگاه جان بده بر شاخههای خشک
برنامه های فصل خزان را به هم بریز
زان نرگسان مست دلم میرود ز دست
در شعر من بیا و زبان را به هم بریز
بگشای در که لحظهی دیدار میرسد
هی قاصدک برو اخوان را به هم بریز...
از اونجا که فیلم و عکسا خیلی زیاده هر روز چند تا ازش به همراه توضیح میفرستم
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روزمرگی
چند تا اعلامیه زده بودن که دوست گلم زحمت ادیت زدنشو کشید