[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
#کتاب #آیدا_در_آیینه
یادمه دنبالش بودین
فک کنم بدردتون بخوره
و اما ، نیم شبی من خواهم رفت.
از دنیایی که مال من نیست
از زمینی که مرا بیهوده بدان بستهاند.
احمدشاملو -
یه تئوری هست که میگه ؛
«اونایی که چشماشون قهوهای ِخدا از خاک بهشت ریخته تو چشماشون👀🤎»
هدایت شده از [صِدای خَندِهات]
چشمها، دریچههای رازآلود دل هستند؛ پلهایی که احساسات عمیق درون ما را به جهان بیرون منتقل میکنند. هر بار که به چشمان کسی خیره میشویم، داستانی ناگفته را میبینیم؛ قصههای عشق، تنهایی، امید و ناامیدی که در سکوت دیگران فریاد میزنند.🙂🚶🏻♀️