مُردم امشب کنار بستر تو
باز کن چشم بسته را بابا
پدرانه بگیر در آغوش
زینب دلشکسته را بابا
فرق تو باز و چشم تو بسته است
میکشد غصۀ تو زینب را
باز لب وا کن و بخوان قرآن
بشکن آخر سکوت امشب را
شده شقّالقمر ولی، ای وای!
مثل فرقت شکستهام بابا
چشم بگشا کمی نگاهم کن
ماه درخوننشستهام! بابا
ضربتی که شکافت فرق تو را
کینۀ بدر و خیبر است و حنین
کینهای که پس از تو میگیرد
جان شیرین مجتبی و حسین
استخوانی که در گلوی تو بود
نفست را گرفته بود انگار
بود سی سال خار در چشمت
شاید از غصۀ در و مسمار
روی تو زرد و فرق تو خونی
رنگ دیگر گرفتهای بابا
بیشتر از تمام این سی سال
بوی مادر گرفتهای بابا...
هدایت شده از رادیو عَقیق ؛
@radio_110 .InShot_۲۰۲۵۰۳۱۷_۰۹۱۴۳۲۹۸۱-mc (۱).mp3
زمان:
حجم:
8.7M
دلتنگِ رخ فاطمهاش بود وگرنه هرگز نمیافتاد زِ پا فاتح خیبر ..
_ _ _ _
* 🖊 باقلم ِ؛ بغضیاکریم.
* 🎙 وَ با نوای ِروحنواز ِ؛ زهراحسینی .
* 📼 وَ تدوین ِ؛ ژیکان .
* 📠 وَ تنظیم ِکاور ِ؛ معید .
_ _ _ _
تقدیمبه باباعلی .
‹ کاری از رادیو عَقیق📻 ›
شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
شب رفت و علی رفت و همان چاه میگریست💔