پیروز باشید.
( سلام، این جمله را دیروز وقتی داشتم از خیابان میگذشتم شنیدم، مرد جوانی هنگام خداحافظی از یک خانم با این جملهی کوتاه راهش را جدا کرد. و من از همان دیروز تا حالا دارم فکر میکنم که پیروز باشید یعنی چه؟ )
گاهی سوالاتی در ذهن آدم نقش میبندد که ساده و پیش پا افتاده به نظر میرسد. اما عمیق و مهم است. انصافا تا به حال به معنای پیروز باشید فکر کرده بودید؟ مثلا تصور کنید هنگام خداحافظی کسی به شما بگوید پیروز باشید. آن وقت در خیالتان نقش نمیبندند که منظور آن آدم چه بود؟ ( در کجا پیروز باشم؟ در مقابل چه کسی پیروز باشم؟ اصلا مگر در میدان مسابقه هستم که بخواهم به پیروزی برسم؟ پیروزی؟ مگر در جنگم؟ پیروز باشم یعنی شکست نخورم؟ اما از چه کسی؟ من که خیلی ساده و بی حاشیه دارم نفس میکشم و با کسی مقابله ای ندارم...)
از دیروز که با دقت فکر کردم، دیدم پیروز باشید خیلی جملهی عمیق و درستیست. کاش روزی هزار بار آن را از اطرافیان بشنویم.
آدمیزاد با هیچکس هم که در رقابت و جنگ نباشد، با خودش و نفسِ سرکشش در جنگ است. وقتی میگویند پیروز باشید میشود اینطور برداشت کرد که در جنگِ تن به تن با شهوات درونی و رذائل اخلاقیات و شیطانِ بزرگِ درونت که تو را به منجلاب گناه میکشاند پیروز باشی...
من جملهی پیروز باشید را
از امروز به بعد طور دیگری دوست دارم.
پیروز باشید
✍🏻#طلبهجوانِحزباللهی
@Heyam66
نه می خندد؛
نه می گرید؛
نه می ماند؛
نه می میرد؛
چه کردی با دلم...
دیگرندارم اختیارش را...!