[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
منو به محرم رسوندی ازت ممنونم
نه محرم تموم سال برات گریونم
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
نه محرم تموم سال برات گریونم
محمد حسین پویانفر
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
-
حرّ بن يزيد رياحى رو به عمر بن سعد كرد و گفت: آيا با اين مرد مى جنگى؟
گفت: آرى به خدا جنگى كه آسانترين شكل آن پراندن سر و قطع دستهاست.
حرّ رفت و در جايگاهش بين همگنان ايستاد و او را رعده و لرزه اى افتاد كه چونان لرزهاى كه بر بيد مىافتد.
«مهاجر بن اوس» بدو گفت: به خدا كه كارت عجيب و شبهه بر انگيز است، اگرپرسيده مى شد: شجاعترین كوفيان كيست، از تو چشم نمى پوشيدم، اين چه وضعى است كه در تو مى بينم؟ حرّ گفت: به خدا خود را در گزينش بهشت و دوزخ مخيّر مى بينم، به خدا قسم كه جز بهشت را بر نگزينم گر چه قطعه قطعه و سوزانده شوم.
سپس اسب خود را به سوى حسين (ع) رانده و دستها بر سر نهاده مى گفت: خداوندا به سويت بازگشته و توبه نمودم، توبه ام را بپذير، چه من دلهاى دوستانت و فرزندان رسول اللَّه را به وحشت و اضطراب افكندم.
او به حسين (ع) عرض كرد: فدايت گردم، من همانم كه تو را از بازگشت به مدينه باز داشته و كار را بر تو سخت گرفتم، به خدا گمانم اين نبود، كه اين مردم با تو چنين كنند، من نزد خدا تائبم، آيا مى بينى كه توبه ام پذيرفته گردد؟
حسين (ع) فرمود: «آرى خدا توبهات را مى پذيرد، فرود آى».
عرض كرد: در خدمت تو سواره بهتر مى توانم عرض خدمت كنم تا پياده، و فرود آمدن آخر كار من «شهادت» است.
حال كه من اوّل كسى هستم كه بر تو خروج كردم، پس اجازت فرماى كه اوّل شهيد در پيشگاه تو باشم، باشد كه در فرداى قيامت از آنان باشم كه با جدّت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مصافحه كرده باشم.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غوغای دختر شهید محمدرضا لاجوردی در هیئت سیدمجید بنیفاطمه:
من گریه نکردم تا اسرائیل خوشحال نشود
جانم به تو شیر دختر