از عطش تب داشت اما تاب نالیدن نداشت
بی رمق بود ابر چشمش، نای باریدن نداشت
بچه که بی شیر شد از حال کم کم میرود
شیرخوار تشنه حتی حال خوابیدن نداشت
از شتاب تیر فوراً سمت بابا چرخ خورد
ساقهی نیلوفری که نای چرخیدن نداشت
تیر اصلاً با چه رویی سوی حلقومش دوید؟
باد هم روی گلش را اذن بوسیدن نداشت
آه از آن بابا که طفلش روی دست از دست رفت
گریه اش الحق و الانصاف خندیدن نداشت..
استخوان گردن ششماهه نرم است و لطیف
با سه شعبه دیگر این حلقوم پاشیدن نداشت
یک زنِ نوزادمُرده تا ابد افسرده است
پیش مادر ذبح طفلش جشن و رقصیدن نداشت
Javad MoghadamAUD-20220731-WA0017.mp3
زمان:
حجم:
8.6M
«لالا لالا گلِ بابا دیگه سقا نمیتونه آب بیاره ..»
از زبون امام حسینه:
عباسم
نیزهزار آمدهام،یا تو پر از نیزه شدی؟