eitaa logo
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
214 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
- بہ نام ِ او(: ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست🫀 نقشِ پیشانیِ ما باشد:«غلامِ حیدرم»👀 ˼همانا باهر سختی آسانی ستツ🤍.˹ «اِنْشِرٰاحْ - 6» من اینجام👇🏻🌜 - @Masihsistani - - @heyam_66 - [ هزینه کپی پست‌ها: 4 صلوات ]
مشاهده در ایتا
دانلود
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
فکر نکنید ادایی شدم. اما خیلی برام جالب بود.مامانم قید اون لیوان بزرگارو زده و الان توی استکان کمر ب
اما استکان‌های کمر باریک ساده، در قهوه‌خانه‌های کاربرد بیشتری داشتند. هنر شاگرد قهوه‌چی‌ها را از برداشتن همان استکان‌ها می‌شد فهمید. آن‌ها این تردستی را داشتند که می‌توانستند چندین استکان را روی دست و لای انگشتانشان بگیرند و یکی یکی جلو مشتری‌های قهوه‌خانه بگذارند. به‌راستی که این چربدستی چایی بِدِه‌های قهوه‌خانه‌ها دیدنی بود. گاهی شمار استکان و نعلبکی‌هایی که روی دست می‌گرفتند به سی عدد هم می‌رسید! بهای چایی که بدین‌گونه در استکان‌های کمر باریک جلو مشتری قهوه‌خانه گذاشته می‌شد، یک شاهی بود. هر شاهی نیم ریال ارزش داشت. برای شستن استکان‌های کمر باریک ساده نیز در قدیم‌ها روشی به کار بُرده می‌شد. بدین‌گونه که استکانی را که رنگ چای گرفته و تیره و لکه‌دار شده بود، با خاکستر اجاق یا گرد آجر الک شده، می‌سابیدند و می‌شستند و آن را شفاف و بی‌لک می‌کردند. این را هم اشاره کنیم که برخی پنداشته‌اند که استکان واژه‌ای روسی و بیگانه است. در حالی که این واژه ریشه در واژه‌ی فارسی کهنی دارد و از «دوستگان» گرفته شده است. دوستگان (دوستکان) به معنای می و شراب یا پیاله‌ی پُر از می است.
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اَللّٰهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ، خداوندا! ما را از باران سیراب فرما، وَانْشُـرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِکَ الْمُونِقِ فِی جَمِیعِ الْآفَاقِ، و رحمتت را بر ما بگستران؛ با بارانی پُرفیض و فراوان، از ابرهایی که برای رویاندن گیاهان زیبا بر زمینت، به‌سوی همه‌ جای جهان روانه شده‌اند.
دیدم سر نماز رکوعت نشسته است حدسم درست بود که پهلو شکسته است .
این بار چندم است که کفن باز میکنم ؛ دارم به این بهانه تو را ناز میکنم :)!
به روضه کار ندارم ، زمین کمی خیس است خدا کند کسی مادرش زمین نخورد ..
تمام شد ؛ . حالا علی ماند ُ یک عمر خاطره ..
[ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا|
دری که بین تو و دشمن است خیبر نیست وگرنه مثل علی هیچ‌کس دلاور نیست بگو به آن ‌که به قصد تو با تبر آمد درخت عمرِ من این‌قدرها تناور نیست برای بغضِ علی وقت دیدنت چیزی به قدر خندۀ تلخ تو گریه‌آور نیست تویی که حضرت ایوب می‌خورد سوگند به جز تو صبر کسی با خودت برابر نیست چه زخم‌ها که پس از زخم‌ها نخواهی خورد که نیست بار نخستین و بار آخر نیست هنوز درد تو را روضه‌خوان نفهمیده‌ست تویی که فاطمه‌ای، اوج روضه‌ات در نیست
دیگرآن‌خنده‌ی‌زیبابه‌لب‌مولانیست؛ همه‌هستندولی‌هیچ‌کسی‌زهرانیست:)💔