سالها چه زود از پی هم می گذرند انگار همین دیروز بود که دختران نوجوون محله در همسایگی مسجد دور هم جمع شدیم مسجدی که برایمان مثل خانه دوم بود
روزها و شب هایش پر شده بود از صدای زندگی
آغاز با هم بودنمون و شروع فعالیتهای فرهنگی هنریمون از روز میلاد بانوی صبر و استقامت ، حضرت زینب (سلام الله علیها)، شروع شد.
عجب روزهایی...😍
به یاد داریم اولین سرودی که در کنار هم خوندیم و در مسجد اجرا کردیم، آن روز باری دیگر دوستیامان عمیقتر شد. به هم قول دادیم که مثل خواهر در کنار هم در سایه مسجد بمانیم .
روزها و سالها به سرعت گذشت و ما بزرگتر شدیم. هر کدام از ما در مسیرهای مختلفی قدم گذاشتیم، اما همیشه با هم بودیم. هنگام موفقیتهایمان یکدیگر را تشویق میکردیم و در روزهای سختی که زندگی چالشهایی در پیش میآورد، کنار هم میایستادیم. قدرت دوستیامان به ما این امید و ایمان را میداد که میتوانیم هر مانعی را پشت سر بگذاریم.
یادآوری روزهایی که میخندیدیم و با هم چای مینوشیدیم، در کنار هم با صدای بلند دعا میکردیم و هر بار که یکدیگر را با قصههای جدید شگفتزده میکردیم، احساس گرم و آشنایی بود که در دلمان نشسته بود.
و اما امروز، با هم در مسیر سرزمین نور قلبهایمان پر از هیجان و عشق است. این سفر نه تنها سفری به سمت مکانی مقدس است، بلکه نمادی از اثرات دوستی و ارتباط عمیقمان با هم است.که اینبار سلطان علی بن موسی الرضا (ع)، ما را در کنار هم به پابوسش دعوت کرده است🥺🫀
https://eitaa.com/Heyet_BASIRA
نقاشی این دوتا وروجک 😭🫀