نود و شش روز گذشت اما بعضی دلتنگیا انگار تاریخ ندارن. هر روز از نو میان، بیاجازه، بیخبر.
انفرادی
نود و شش روز گذشت اما بعضی دلتنگیا انگار تاریخ ندارن. هر روز از نو میان، بیاجازه، بیخبر.
حمید الان نود و شش روز که نیستی همه فن هات دوستات برات مشکی پوشیدن همه ناراحتن از نبودنت الان نود شش روز که هیچ صدایی از تو شنیده نشده بسه پاشو پاشو بیا این غصه ابدی رو از قلبمون بیرون کن پاشو آقا حمید❤️🩹💔
•دلم برایت تنگ شده است
و وقتی که میگویم تنگ
نه مثل تنگیِ پیراهن...
دلتنگیِ من
مانند کشتیای است
که بهجای اقیانوس و دریا
او را در حوض خانه انداختهاند؛!
انفرادی
•دلم برایت تنگ شده است و وقتی که میگویم تنگ نه مثل تنگیِ پیراهن... دلتنگیِ من مانند کشتیای است ک
منبع این متن {کنج غم} در روبیکا