هدایت شده از هیراغبے:)🖤
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجم غمی که دیدن این ویدیو بهم داد رو نمیتونم توصیف کنم ...
چقدر جات خالیه حمید ، چقدر دلم برات تنگ شده 🖤
.
.
با سپاس از خانم سواری که این ویدیو رو برام فرستادن @concert_kat
#حمیدهیراد
#hamidhirad
چیزی که من یادمه
این بود که دونفر یا سه نفر کنار حمید بودن بعد منم پشتشون نشسته بودم (دقیق یادم نیس کجا بودم ولی جایی شبیه خونه ای هال همچنین چیزی بود)
فک کنم داشتم استوری های قبلَنِش رو میدیدم دیدم برگشت بهم گفت چرا گریه میکنی منکه همینجام زندم نرفتم که
منم چون میدونستم یا صدای ذهنمه یا تخیلمه یکی دیگه جلومه اشتباهی صداش کردم گفتم حمید دیدم یکی برگشت انگار حس کردم واقعا خودشه گفتم من اندازه هر چیزی که فک کنی دلتنگت هستم و هر نشونه یا چیزی ازت میبینم دلتنگیم بیشتر و بیشترتر میشه
اگه اشتباه نکنم اون موقع که داشتم این حرفو میزدم داشتم اشک میریختم حمید تا دید دوباره گریم گرفته منو گرفت تو بغلش حسابی یه دل سیر گریه کردم😭
فرستادنده مهدیس خوشگلم
۱۱۷ روز گذشت... نبودنت را پذیرفتن آسان نیست؛ فقط هر روز کمی بیشتر یاد میگیریم با جای خالیات زندگی کنیم.
اولین بار
بعد 3 ماه که حمید رفته بود و من التماسش کردم که بیاد تو خوابم راهنماییم کنه بعد اومد و انکار باهم خیلی صمیمی بودیم و تو مجلس ختم بودیم بعد برگشتم گفتم حمید نریا گفت باشه گفتم حمید ما بدون تو نمی تونیم تروخدا نرو گفت باشه و همون موقع جنازه اون مسی که مرده بود و آوردن.و حمید با من بای بای کرد و رفت
خوابی که من طناز دیدم
سری دوم
خواب دیدم که من و مامان بابام و خواهرم و حمید و امیر مقاره تو ویلای شمال ما هستیم بعد انگار حمید داداش بود چون به مامانم میگفت مامان
و تو خونه هم به من هم به حمید سرم وصل بود
بعد من تو بغل حمید بودم انگار خیلی دوسم داشت و گفتم حمید امیدوارم زود خوب شیم و بعد حمید خندید و از خواب بیدار شدم
خوابی که من طناز دیدم
سری سوم
هم فقط دیدم که تو اینستام دارم اشک میریزم و دیدم حمید استوری گذاشته گفتم یا خدا کی استوری گذاشته
مگه حمید نمرده
بعد استوریشو دیدم حمید یه شومیز آستین کوتاه سفید پوشیدن بود مثل همیشه دستش لای موهاش بود و داشت میگفت با خنده من برگشتم دیگه همه روز های بد تموم شد
خوابی که من طناز دیدم