eitaa logo
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
504 دنبال‌کننده
257 عکس
2 ویدیو
1 فایل
' برای دقایقی فارغ از دغدغه‌ی زیســتن ☕ ؛ متعلق به : @Time_2561
مشاهده در ایتا
دانلود
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
کاش اژدها بودم هر **** ناراحتم میکرد میگفتم هااااا، آتیش بگیره پدرسگ. . 🤣
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
خستم فقط خسته ، عاشق از عشقش خسته بشه بنظرت چی میشه ؟ کل زندگیش بی احساسی واقعی میشه(: . تو این وضعیت عاشق نشی سود کردی ی درد رو درداته
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
با یه نفر دوست بودم,فک میکردم دوستیم ،فک نمی‌کردم هیچوقت جدی بشه،ولی جور دیگه شد ،وابستش شدم،بد جورم،خوب تونست منو وابسته خودش کنه، مجبور شدم ولش کنم ،چون زندگیم رو هوا بود ،درسام ،همه چی با ول کردنش ،خودمم ول کردم،زندگیمم ول کردم، ولی نمیتونم برگردم چون اگه برگردم تا ابد توش غرق میشم مجبورم بسوزم و بسازم ولی حال ساختن ندارم🙂 ‌. واسه همینه که میگم کسیو واسه خودتون بزرگ نکنید
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
بذارین از دستتون بدن ، جدی میگم ، بذارین فرصت بودن با یه آدم مهربون و باارزشی مثل شما رو از دست بدن ، همش قرار نیست ثابت کنید که ارزشش رو دارید ، بالاخره آدم‌ها یه روزی متوجه میشن . . 👍🏻
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
دقت کردید تا به حال هیچ کشوری با تایلند کاری نداشته؟ دیدید خراب‍‌.ا شانس دارن؟!! بریم تایلند خدایی😂 . وای😂
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
ناراحتم یه بغضی تو گلومه که نمیدونم چیکار کنم این بغض و ناراحتی از دوری ****ی که دوستش دارم ولی اون نمیدونه . ایشالا بهش الهام میشه ک دوسش داری
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
یکیو دوست دارم باهاشم چت میکنم اون از دختر عموم که دوسش داره میگه و منم که هرشب بیدارم و اشک میریزم . واقعا بقول فاطی چقدر زود درگیر یکی میشید، نکنید با خودتون اینکارو☹️
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‍‌‌‍‍‍‌‌Hello 🌝, talk?‍ +برای صحبت ضربه بزنید `𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
فکر میکنم اینجا تنها جایی باشه که بتونم حرف بزنم ... باید از چشمات شروع کنم چشمات ... زمانی که به اون ها نگاه میکردم و انعکاس خودمو تو لایه های شفاف چشمات می‌دیدم، فهمیدم که این فقط یه دوستی نیست. من توی چشمات غرق شدم، چشمات اقیانوسی بود که منو غرق کرد. منظورم این نیست که آبی ان، بعضی از قسمتای اقیانوس آبی تیره‌ست، بعضی قسمت‌هاش مثل یاقوت کبود؛ اقیانوس بودن به معنی رنگ نیست. هر چیزی که توانایی غرق کردن افراد رو توی خودش داشته باشه، اقیانوسه! اما ... هیچوقت باور نمیکردم ****ی که تصورم ازت بود نباشی، اون دختر مهربون و دوست داشتنی ای که می‌شناختم ... یادته یبار درخواست مو رد کردی؟ چون میترسیدی، میترسیدی که منم گرگی در لباس میش باشم، میترسیدی که قالت بزارم و ترکت کنم، میترسیدی که من هم تنهات بزارم؛ حق میدم، تو هیچ شناختی از من نداشتی. عشق بودن تو در سینه‌ام جوشید. الان دیگه برای تپش قلبم دلیل محکمی داشتم. دلیلی که از هر عهد و پیمانی قوی تر بود: "قلبم برای تو می‌تپید." خونم توی رگ هام گرم میشد و روحم از سنگینی قل و زنجیر افکار رها شد، و کام زندگی شیرین تر. دست هات رو که میگرفتم بدنم از آرامش منقبض می‌شد. نفس هام ازاد شد و واس یک لحظه هم که شده برای زندگی کردن دلیل پیدا کردم. شب ها راحت تر خوابیدم و بالاخره حسی شبیه به دراز کشیدن رو پرهای قو داشتم. نوای قلبت آهنگ مورد علاقم، صدات دلیلی برای اروم شدنم و موج فرفری موهات دریای مورد علاقه‌م بود. انگار برای خودم برای فرار از این دنیا پناهگاهی داشتم. مثل پیدا کردن کلبه ای وسط کولاک زمستان. نمی‌دونم قبل از زندگی کردن با تو زنده موندن من چه معنایی داشت، اما اگه اون موقع نمی‌دونستم الان دیگه می‌دونم: دیگه دست هات توی دستام نیست که تک تک انگشت هات رو ببوسم، دیگه صورتت نیست که گونه هاتو بگیرم، دیگه چشمات نیست که نگاهشون کنم، دیگه نمی‌تونم صدای نفس هاتو بشنوم. و در آخر، دیگه وجودت نیست که دوباره دلیلی باشه برای زندگی کردن من. من موندم و یک مشت بزرگ از خاطراتی که هرروز به قلبم سنگ میندازن. روحم نابود شد، از رفتنت نه، از راحت ترک کردنت نابود شد ... از طرف A برای P (ممنون میشم اینو بزاری 🤍🙃) . امیدوارم P لیاقت داشته باشه:))) امیدوارم در آینده مال منم از موهای فرفریم بگه👺