خواستم از بچگیام بگم
ما دهه ۸۴ تو دوره ای زندگی میکردیم ک واقعا همه چیز ارزشمند بود !
یه روز رفتم سراغ دفتر خاطرات مامانم
مامان من عادت داره همه چیو یاداشت میکنه
یه چیزایش خیلی جالببود برام
مثلا اممممم...
مثلا قیمتهای اون زمان
یه بسته ماکارونی ۳۰۰ تک تومن بوده 🗿
یا جشن تولدم تو ۷ سالگی نفری ۳۰ تومن اینا کادو میدادن
الان زیر ۱ تومن یعنی داری به طرف فوش میدی !
من خیلی توی اوندوران بچگی گممیشدم
یه بار تو ۳ سالگی زده بودم از خونه بیرون
بعد مغازه داره سر کوچمون منو پیش خودش نگه داشته بوده
مامانم بعد ۳ ساعت میفهمه من خونه نیستم و تازه میگرده دنبال من ک من کجا رفتم🤦♀
آخرشم ک آمده بود تو مغازه تا بپرسه ک منو ندیده مغازه داره گفته بوده ک اگه چند دقیقه دیگه نمیومدی من بچتونو میبردم خونه
میشدمبچه یکیدیگه 🚶♀