سپس برایت مینویسم ؛
و امیدوارم ك نامههای مرا نخوانی . .
بلکه خودم را بخوانی ؛ کلمات نتوانستهاند مرا برایت توضیح دهند .
آینده ای ندارم و حتی نمیتوانم حدس بزنم چه بر سرم خواهد آمد به گذشته هم میترسم نگاه کنم ،، گذشته چنان پر از بدبختی است که فقط یادش کافی است تا دلم را پاره پاره کند .
- داستایفسکی | بیچارگان
امشب از باده
خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
زندگی تلختر از
زهر بوَد گر تو نباشی
بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم.
-شهریار
چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد، ماهها بخوابد و چندین ماه بعد، آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛ اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند؛ باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
–ژان کریستف|رومن رولان
𝑭𝒍𝒐𝒓𝒂𝒍 𝒄𝒖𝒑
میخواهم لااقل یک نفر باشد که با او
همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم.
-داستایوفسکی