هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی،
دیگر نمیتوانی از او متنفرم باشی. –آروین د یالوم
دلم میخواهد به آغوش طبیعت پناه ببرم،
زیر سایه درختی بنشینم و اشک بریزم،
بیآنکه کسی مرا ببیند یا از من بپرسد چرا.
- رنجهای ورتر جوان | گوته
تا خرخره از حرف پُرم، با که بگویم؟
این شهر پر از کور و کر و لال و نفهم است.
-رضا احسان پور
اگر روزی از من بپرسند
چه دستاوردی از روزهایی که گذشت داشتی؟
میگویم:
توانستم زنده بمانم در روزهایی که
حتی نفس کشیدن هم برایم ناممکنبود،...
با انسان ها؟
نیک باش عزیز من!
ولی کمرنگ، رفیق و بسیار دور
چرا که هیچ موجودی به اندازه آدمیزاد،
نمیتواند از خوبی پشیمانت کند! –نازنین صفرپور
من میخواستم و میخواهم بزرگ باشم؛
من نمیتوانم مثل
صد ها هزار مردم دیگری
که در یک روز به دنیا میآیند و
در روزی دیگر از دنیا می روند،
بی آنکه از آمدن و
رفتنشان نشانه ای باقی بماند
زندگی کنم.
_فروغ فرخزاد