درد تو آنقدر عمیق است که پشت چشمت گیر کرده و اگر بخواهی گریه کنی، اشکت در نمیآید .
صادق هدایت
بزرگترین غمِ یک انسان ، این نیست که تنها باشد ؛ بلکه این است که در میانِ هزاران نفر ، تنها کسی را از دست بدهد که میتوانست زبانِ سکوتهای او را بفهمد .
پائولو کوئیلو
من برای خود منزوی هستم ، نه به این دلیل که کسی مرا نمیخواهد ، بلکه به این دلیل که در میان جمعیت ، احساس میکنم در خانهای غریبه زندگی میکنم . گویی میان مرزهایی ایستادهام که نه من آنها را میشناسم و نه آنها مرا .
عجیب است که آدمها چقدر به دنبال تفاوتها میگردند ، در حالی که در رنج کشیدن ، در ترسیدن و در تنهایی ، همگی به طرز عجیبی شبیه به یکدیگرند . ما در پشتِ نقابهای اجتماعی و لباسهای متفاوت ، همگی در یک کشتیِ کوچک و در حال غرق شدن نشستهایم ، اما همچنان سعی میکنیم با هم بحث کنیم که کدام سمتِ کشتی بهتر است !
آنتوان چخوف
بسیاری از مردم ، در حالی که به نظر میرسد به شدت مشغول کار یا زندگی هستند ، در واقع در حال هدر رفتنِ عمر خودند . آنها در تکرارِ روزهای بیمعنی ، در گفتگوهای پوچ و در تلاش برای رسیدن به چیزهایی که اصلاً برایشان مهم نیست ، غرق شدهاند ؛ و این دقیقترین نوعِ مرگ است : مرگی که در آن هنوز نفس میکشی ، اما زندگی در تو جریان ندارد .
آنتوان چخوف