جهان وسعت بیانتهای غربتیست که از خطوط دستهای من آغاز میشود ، و شب اندوه مضاعفیست که بر شانههای من مینشیند ؛ اما تو سقف دستی هستی که بر سر این تنهایی کشیده میشود تنها دیواری که پناهگاه بادهای پیر است . من تمام غربتهای جهانم و تو ، همهی خانهها و پناهها .
- محمد مختاری