تیکوتاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا میدهد. میخواهم آن را بردارم از پنجره پرت بکنم بیرون، این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کلهام با چکش میکوبد.
زنده به گور
اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشید گریه کنی ، لذت دیدن ستاره ها را از دست خواه داد .
شکسپیر
اگر زنده نماندم و به خانهٔ پشت ابرها رفتم تو به جای من زندگی کن،
به جای من بنویس که روز های خوب را دیدی، روز های بی درد را زیستی...
برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریستم،
چای ات را بنوش و به یاد من کیک نارنجت را بپز،
بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند
دقیقا همانجایی که میترسی ، بهترین فرصت برای رشد تو پنهان شده است ، ترس تو هر کجا که باشد وظیفهات نیز همانجاست .