این دست مرتضیعلی بود
که ما را برای ادامه ،
زنده نگهداشت ؛
و اِلّا ما کجا و تاب غمهای دنیا ؟
گفت ؛
هر چقدر هم از فلان جا و زیباییهاش بگی ،
آخرش هم نقطهای تو اعماق قلبت ،
برای نجف میتپه !
آنقدر بوسید در گودال رگهای گلو
عدهای کردند خیال؛ حسین خدای زینب است/۶۹ .