زینب علاقه زیادی به شهدا داشت.
هر بار که برای تشییع آنجا به گلزار شهیدان اصفهان میرفت. مقداری از خاک قبر شهید را میآورد و تبرکی نگه میداشت❤️🩹؛
او در شاهینشهر فعالیتهای فرهنگی میکرد. و علاوه بر فعالیت در دبیرستان به جامعه زنان و بسیج میرفت.
زینب پیاده به مدرسه میرفت، و با پولش کتاب برای مجروحین میخرید و هفتهای یکی دوبار به بیمارستان عیسی بن مریم یا بیمارستان شهدا میرفت و کتابها را به مجروحین هدیه میکرد🤍؛
سرانجام در اول فروردین سال ¹³⁶¹ هنگام برگشت از مسجد توسط منافقین ربوده شد و با خفه کردن او با چادرش او را به شهادت رساندند و پیکر پاکش بعد از سه روز جستجوی نیروهای امنیتی و خانواده کشف گردید💔؛
خدایا اکنون که من در این سن به سر می برم تازه دریافتم که چقدر این دنیای فانی بی ارزش وپوچ است و حال می فهمم که چگونه شهید عاشقانه به دیدارتو می شتابد . خدایا مرا نیز به آرزوی خود.
برسان و شهادت را نیز به من برسان...
#شهیدهزینبکمایی
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازسازی صحنه شهادت زینبکمایی...
لطفا با حال مناسب ببینید💔:)
#رفیقِشهیدم
مادر بزرگش اسمش را میترا گزاشت.
اما بعدها که میترا بزرگ شد، به اسمش اعتراض داشت. بارها به مادربزرگش گفت «مادربزرگ، این هم اسم بود برای من انتخاب کردی؟ اگر در آن دنیا از شما بپرسند که چرا اسم مرا میترا گذاشتهاید، چه جوابی میدهید؟ من دوست دارم اسمم زینب باشد!
زینب بسیار درسخوان و خیلی مؤمن بود.زینب دوران دبستان به کلاسهای قرآن میرفت. زینب بعد از شرکت در این کلاس قرآن علاقه شدیدی به حجاب پیدا کرد، زینب کلاس چهارم دبستان با حجاب شد🧕؛
و در مدرسه مورد آزار و اذیت بقیه قرار گرفت و او را امّل صدا میزدند...
همان دوران روزه میگرفت با وجود گرمای زیاد و شرجی آبادان و لاغری جسمی که داشت. اولین سالی که روزه گرفت ده روز قبل از رمضان پیشواز رفت و روزه میگرفت✨؛
خواندم از بر قصهی آلاله را
یک شبه رفتم ره صدساله را❤️🩹✨
#شهدایی | #عکاسی
#شهیده_ریحانه_سادات_ساداتی