دوران دبستان محمدحسین در مدرسه شاهد واقع در خیابان آزادی تهران سپری شد. تحصیل در فضای آن دبستان باعث شد حالُهوای جبهه و شهادت در او زنده نگهداشته شود✨.
تحصیلات راهنماییاش را هم در یک مدرسه نمونه مردمی در محله مهرآباد گذراند📚؛
بعد از اتمام دوره راهنمایی، تصمیم گرفته بود به دبیرستانِسپاه برود. آن زمان سپاهپاسدارانانقلاباسلامی،دبیرستانی مخصوص داشت که در لانه جاسوسی سابق بود و هر سه رشته علوم انسانی، تجربی و ریاضی را داشت. تفاوت دبیرستان سپاه با بقیه مدارس این بود که دانشآموختگان این دبیرستان، جذبِ سپاه میشدند🪖؛
محمدحسین هم عاشق سپاه بود و تصمیمش را برای تحصیل در این دبیرستان عملی کرد.اما در زمانِ
فارغالتحصیلیاش این قانون برداشته
شد و جذب شدنش چند وقتی به تأخیر خورد🚶..
اودر،دانشگاهِآزاداسلامییزدقبولشد.
روحیه بسیجی و سابقه دانشآموزی، پای محمدحسین را در همان روزهای اول به بسیجدانشجویی دانشگاه باز کرد!
حضور پررنگ و فعالیتهای
زیاد و خوب باعث شد که او
مسئولِ حوزهیبسیجدانشجویی
شد. و تا سالِ ⁸⁴ به فعالیت خود
ادامه داد🖇؛
محمدحسین دورههای چند ماهه سپاه را در اصفهان گذراند و مدتی هم در دانشکده امام علی(؏) آموزش داد تا اینکه موضوع سوریه و اعزام برای دفاعازحرم و جبهه مقاومت پیش آمد🫀؛
رفتنِ محمدحسین به عراق و سوریه بدونِ هیچگونه مخالفتی از سوی خانواده او صورت گرفت(:
حتی تولد پسرش «امیرحسین👼🏻» هم مانع از ادامه حضور او در سوریه و مقابله با تکفیریها نشد و به مسیری که انتخاب کرده بود، ادامه داد.
نقل است که به مادرش گفته بود: «با حضرت زینب ۜ عهد کردهام تا هفت مرتبه عازم سوریه شوم. اگر به فیض شهادت رسیدم که فبها. اگر توفیق شهادت نداشتم، بر میگردم.»
با اینکه عاشق زن و بچه و زندگیاش بود و دلش برای امیرحسین میتپید، اما بارش را برای رفتن بسته بود❤️🩹؛ طوری که هیچکس و هیچ چیزی نمیتوانست جلودارش شود!..
بخصوص که نامِ بیبیجان در میان بودُ
او سالها با غموروضهیِ زینب ۜ گذرانده بود(: