صدیقه بسیار سادهزیست بود🧕🏻؛
بعد از پیروزی ِانقلاب اسلامی ، در دبیرستان انجمن تأسیس کرد و فعالیتهایش منسجمتر شد . و با حقوقش به خانوادههای نیازمند کمک میکرد :)
⁵خرداد ِ¹³⁵⁹ از طرف ِجهاد سازندگی برای انجام ِفعالیتهای ِجهادی ، به شهر بانه کردستان اعزام شد🚶♀؛
در بانه هرکاری که از دستش بر میآمد انجام میداد .. و در روستاهای پاکسازی شده ، کلاسهای عقیدتی و قرآن برگزار میکرد 🤍 ..
آنقدر فعال بود ، که یکی دوبار منافقان برایش پیغام فرستادند که " اگر دستمان به تو برسد ، پوستت را از کاه پر میکنیم .."
در روزهای حضورش در بانه ، فرمانده اطلاعات سپاه ِبانه ، شهید محمود خادمی کمکم به او علاقهمند شد و تصمیم خود را گرفت و همسر ِآیندهی ِخود را انتخاب کرد 💍 ؛
در آخرین تماس ِتلفنی با خانواده اظهار کرد که هیچوقت انقدر به شهادت نزدیک نبوده❤️🩹..
²⁸مرداد ِ¹³⁵⁹ روزی که صدیقه و دوستانش خسته از مداوای مجروحین و دویدن همپای پاسداران در اتاق ، در حال ِاستراحت بودند ..
دختری وارد اتاق شد ، صدیقه گاهی او را در کتابخانه دیده بود .
دختر به بهانهای اسحلهی صدیقه را برداشت و مستقیم به سینهاش شلیک کرد!
و بعد از سه روز سرانجام صدیقه به شهادت رسید(:
همسرش با شنیدن ِخبر شهادتش بسیار غمگین شد و به دوستانش گفت قسمت این است که عقد ِما در آسمان بسته شود و من هم شهید میشوم 🥲 ..
و چندماه بعد ایشان هم به شهادت رسیدن و دقیقا مثل ِگفتهیِ خودشان ، عقدشان در آسمانها خوانده شد✨(:
محفل ِامروزمون تموم شد؛
انشالله که براتون مفید باشه ..
سخت نیست اگر تلاش بکنیم و کمی شبیه به شهدا زندگی بکنیم🌱
مثلاً میتونیم مثل ِشهیده صدیقه رودباری نمازشب بخونیم و عبادتمون رو بیشتر بکنیم 🤍 :)
#پایانمحفلامروز