eitaa logo
«هـدیٰ☫»
358 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
2.9هزار ویدیو
5 فایل
اَلابــِذ‌کـرِ‌اللّهِ‌تَـطمَئِـنُّ‌الـقُلـوبُ🫀 بچه‌‌ی‌هیئت‌ِ‌امام‌حسینیم:) ومُریدان‌ِعمه‌جان‌زینبۜ✨ آغاز نوکری؟ ¹⁴⁰⁰/⁸/² کپی؟ حلالِ، بجز روزمرگی؛ -اللّٰھُم‌؏ــجـل‌لـولـیڪ‌الفࢪج📻. بگوشیم↓‌‌‌‌‌‌‌‌«🤍🌿࣫͝» https://abzarek.ir/service-p/msg/3970325
مشاهده در ایتا
دانلود
علی در سال ِ¹³⁴⁵ به ایران بازگشت . درحالی که ساواک بشدت درگیر ِپیدا کردن او بود ، به قم رفت و در حوزه علمیه با اسم مستعار ِ"شیخ عباس تهرانی" به تحصیل پرداخت و دوباره سرگرم ِفعالیت‌های انقلابی شد📻؛
هروقت فرصتی پیدا میکرد با سخنرانی‌هایِ پرشور خود در شنوندگان تاثیر بالایی میزاشت و آنان را به انقلابی شدن تشویق می‌کرد🤌🏻 ..
یک سال بعد ، بازگشتن علی به ایران از طریق یک نفوذی اطلاع داده شد ، اما بازهم موفق به دستگیری او نشدند!
او در قم با وجود مراقبت‌های ِشدید ساواک مبارزه علیه رژیم پهلوی را ادامه داد و در جریان ِساخت سینما در قم که هدف از آن ترویج فرهنگ غربی بود به مبارزه پرداخت 🎞 ؛
فعالیت‌هایش آنقدر زیاد و خوب بود که ساواک پرونده‌ای را به نام ِ"شیخ علی تهرانی" تشکیل داد📑؛ بیشتر شدن حساسیت‌هایِ ساواک باعث شد که از حوزه‌علمیه‌یِ قم به مدرسه‌علمیه‌یِ چیذر رفت ..
و در چیذر فعالیت‌هایش را از نو و از بُعد جدید آغاز کرد🙃؛ در همین‌جا بود که ازدواج کرد ُیک سال و نیم در یک اتاق اجاره‌ای با همسرش زندگی کردند🏡. او به‌مرور ِزمان فعالیت‌هایش را بیشتر میکرد و برای شناسایی نشدن و در امان ماندن ِخودش و خانواده‌اش مدام خانه عوض می‌کرد ..
در یکی از سال‌های مبازرات ِعلی ، یکی از دوستانش دستگیر شد و در زیر وحشتناک ترین شکنجه‌ها قرار گرفت و زیر شکنجه به مواردی در رابطه با شهید اندرزگو اعتراف کرد .. اما او توانست مثل همیشه از دست ساواک فرار کنید و به قم رفت ؛
در قم دوباره با یک اسم مستعار اتاقی برای زندگی اجاره کرد ... و بعد با گروه‌های مبارز مسلمان ارتباط برقرار کرد و مخفیانه به حج رفت و بعد نجف و آنجا با امام خمینی(ره) دیدار تازه کردند🪴؛
و بعد به سوریه و لبنان رفت و تجربیات ِبیشتری برای مبارزه علیه رژیم و استکبار کسب کرد💎؛
در سال ¹³⁵¹ ، به دنبال ِدستگیری یکی از دوستان ِعلی ساواک سرنخ‌هایی از او بدست آورد و دوباره برای دستگیری‌اش تلاش‌هایش را بیشتر کرد👀..
از آنجایی که ماموران ِساواک دائم به دنبال ِدستگیری ِعلی بودند ، توانستند اطلاعاتی حین شکنجه از دوستانش بدست آورند و متوجه شدند او در مشهد با نام مستعار "جوادی" زندگی می‌کند .. و در روز ِ¹⁹ماه‌رمضان منزل دوستش دعوت است🌙؛
شهید اندرزگو ، نزدیکی ِغروب آن‌روز با یک موتورگازی راهی ِمنزل دوستش شد 🛵؛ ماموران ِساواک قبلاً منطقه را محاصره کرده بودند .. او پس‌از ورود به خیابان ِ"سقاباشی" متوجه ِحضور ِماموران ساواک شد ، اما برای فرار از مهلکه ، دیگر دیر شده بود .. او با پناه گرفتن در پشت یک ماشین سعی کرد تا ساواکی‌هارا گمراه کنید اما ماموران پاهای او را مورد هدف قرار دادند🔫. شهید درحالی که خون از پاهایش جاری بود ، تمام ِاسم و شماره‌های دوستانش را که در کاغذ نوشته بود خورد تا آنها در امان بمانند و بقیه‌ی ِمدارک را هم به خون آغشته کرد تا نتوانند از آنها استفاده کنند 📜 .. و بعد به شهادت رسید❤️‍🩹؛