پنج سالش بود که در بازیهایش تجربهی تجدیدی پیدا کرد، مصطفی از گل چیزهای قشنگی میساخت که در آن سن دور از انتظار بود👀..
به جعبه ابزار علاقه داشت. خانواده برایش یک جعبه ابزار اسباب بازی پلاستیکی تهیه کردند؛ اما باز سراغ ابزار واقعی میرفت🔧🔨..
آشنایی با جعبه ابزار، زمینه ابتکار و خلاقیت را در او زنده کرد. کاردستیهای بسیار زیبایی میساخت. اول یک تراکتور، بعد خانههای زیبا و ظریف، چراغ خواب و .. ساخت🪄
اولین تابستانی که سرکار رفت، شانزده ساله بود. همراه پسرخالهاش در مبلسازی کار میکردند🛋؛
با اولین حقوقش برای مادرش بلیت سفر مشهد خرید💛؛
دبیرستان رشته ریاضی فیزیک را انتخاب کرد ، از انتخاب رشته ریاضی در دبیرستان هدف داشت🤌🏻.
فقط بحث علاقه نبود!..
میگفت: «میخواهم در آینده طراح ناو شوم. یک روزی میرسد که ناوی را طراحی کنم و ناظر ساختن آن میشوم. حتماً مهندسیاش را خودم به عهده میگیرم و کامل نظارت میکنم تا به بهترین نحو ساخته شود✌️🏻.»
اولین سال کنکورش، فیزیک اتمی دانشگاه دولتی بیرجند قبول شد. سال بعد مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب و رشته فیزیک مهندسی دانشگاه دولتی دامغان قبول شد ..